{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بار ها و بار ها به چشمانش خیره شدم و برای بازگشت او با نگ

بار ها و بار ها به چشمانش خیره شدم و برای بازگشت او با نگاهم التماس کردم ولی تنها پاسخ او پوچی بود
گویی که انگار از تمام جهان فقد من به گذشته هایم زنجیر شدم
شاید چون آینده ام، درون گذشته ای پنهان است؛ که هیچ وقت به آن نخواهم رسید..
دیدگاه ها (۰)

yekta🌀🫀

𝕴 𝖈𝖆𝖓'𝖙 𝖇𝖗𝖊𝖆𝖙𝖍𝖊, 𝖆𝖘 𝖎𝖋 𝖆𝖑𝖑 𝖒𝖞 𝖇𝖗𝖊𝖆𝖙𝖍𝖘 𝖆𝖗𝖊 𝖙𝖗𝖆𝖕𝖕𝖊𝖉 𝖎𝖓𝖘𝖎𝖉𝖊 𝖒𝖞 ...

می پنداشتم او با همه فرق داردنجاتم خواهد دادفرق داشت اما نجا...

اسم مانهواش چیه؟

⁨بعضی‌ها تمامِ عمر، در صفحه‌ای می‌مانند که یک حرکتِ اشتباه د...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت دهـم هجدهم جولای قه...

_____پارت¹³ نفرین کوچولو_____*رُزالینث*به سمت اتاقم رفتم.کتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط