{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان رویای من

رمان رویای من 🦇🦉

فصل دوم

پارت۴

ارسلان، آخ چرا میزنی

اسم مامان دیانا مریم، چرا میزنی بچه مگه مرض داری

دیانا،انگار ارسلان و زاییدی نه منو

مامان، دختر حسود

ارسلان ،به دیانا زبون درازی کردم

دیانا، من بیچاره تک و تنها ام یه پسره ظالم داره بهم ظلم میکنه 🥺

ارسلان، عه وا

دیانا، بابا حمید وقتی نبودی ارسلان منو آنقدر اذیت کرد

ارسلان، عه چرا دروغ میگی

حميد، دخترم بهت ‌گفتم که ارسلان همینه

دیانا، هوف من می میرم فیلم ببینم هیچی کی طرف من نیست نشستم رو صندلی که مامان اومد در گوشم گفتم آنقدر خودت و لوس نکن بابای ارسلان هم بهم چیزی گفت و رفت ارسلان اومد نشست پیشم

ارسلان، بابا من که کاری نکردم

دیانا، الکی دماغمو بالا کشیدم به معنی گریه و گفتم مامانم و دزدیدی

ارسلان، قهقه ای سردادم

دیانا، کوفت

ارسلان، شرمنده
دیدگاه ها (۴)

رمان رویای من 🦇🦉فصل دوم پارت ۵دیانا، هوف ارسلان، چیکار کنم م...

رمان رویای من 🦇🦉فصل دوم پارت ۶دیانا، خنده ای کردم و تو بغلش ...

سلام حالتون چطوره ببخشید نبودم اما ۵ تا پارت جدید براتون اور...

رمان رویای من🦉🦇 فصل دوم پارت ۲به پارت عادی پارت ۱۰۲ارسلان، ج...

رمان بغلی پارت ۲۱۵و۲۱۶.....حال .......ارسلان: چیشد پس_:یکم ت...

فراموش نخواهد شد؛ سپهر بابا کجایی ، مانی مانی بابا تو برو من...

💃🏻🕺🏻صحنه سوم|صحنه خونه رو نشون داد.حمید با عصبانیت و قدمای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط