Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Part:13
سنا:"خب اینطوری که خودتو اذیت میکنی اصلا شاید واقعا مجرم اون باشه "
ا.ت:"من مطمئنم اون نیست "
سنا:"اوکی گیریم اون نیست چطوری میخوای ثابت کنی"
ا.ت:"نمیدونم ولی یه جوری سابت میکنم "
سنا:"هوففف ا.ت ا.ت "
ا.ت:"کمکم میکنی؟"
سنا:"....باشه ولی حالت بد شه به من ربطی نداره "
ا.ت:"باشه مرسی سنا "
لباسمو عوض کردم
سنا:"من پرستارا رو سرگرم میکنم تو برو "
ا.ت:"باشه "
رفتیم بیرون سنا حواسشونو پرت کرد منم از بیمارستان زدم بیرون و سوار تاکسی شدم
راننده:"کجا میرید خانم "
آدرس خونرو نوشتم و دادم بهش که راه افتاد و بعد چند مین رسیدم کرایه رو دادم و رفتم داخل خونه مستقیم رفتم حموم یه دوش گرفتم و اومدم بیرون و موهامو خشک کردم و لباس پوشیدم و زدم بیرون باید مدرک جمع میکردم اول باید با کاراگاه پارک حرف بزنم پس رفتم ایسگاه پلیس
×"کاری دارین خانم مشکلی پیش اومده"
دفترو در آوردم و
ا.ت:"باید کاراگاه پارکو ببینم "
×"آا باشه الان بهشون میگم...ام کی اومده"
ا.ت:"بگین هوانگ ا.ت خودشون میشناسن"
×"باشه الان میگم"
و رفت بعد ۲ مین اومد
×"برین داخل خانم"
ا.ت:"ممنون"
و رفتم داخل
جونگ هون:"سلام ا.ت شی خوبین "
سرمو تکون دادم که
جونگ هون:"آا متاسفام امید وارم هرچه زودتر خوب بشین "
ا.ت:"ممنون"
جونگ هون:"بفرمایید بشینین"
نشستم و
جونگ هون:"چیزی شده برای چی اومدین؟"
ا.ت:"درباره پرونده به کجا رسیدین چیزی پیدا کردین؟"
جونگ هون:"خب چیزه زیادی پیدا نکردیم واثر انگشت کنار دیوار تابلو برای یکی از کارکنان بوده و روی چاقو اثر انگشتی نبود مثل اینکه دستکش دستشون بوده "
ا.ت:"یعنی چیزی پیدا نکردین"
جونگ هون:"نه ولی.."
ا.ت:"ولی چی"
جونگ هون:".......
<<هر رنگ، رازی را پنهان میکند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد میزند>>
Part:13
سنا:"خب اینطوری که خودتو اذیت میکنی اصلا شاید واقعا مجرم اون باشه "
ا.ت:"من مطمئنم اون نیست "
سنا:"اوکی گیریم اون نیست چطوری میخوای ثابت کنی"
ا.ت:"نمیدونم ولی یه جوری سابت میکنم "
سنا:"هوففف ا.ت ا.ت "
ا.ت:"کمکم میکنی؟"
سنا:"....باشه ولی حالت بد شه به من ربطی نداره "
ا.ت:"باشه مرسی سنا "
لباسمو عوض کردم
سنا:"من پرستارا رو سرگرم میکنم تو برو "
ا.ت:"باشه "
رفتیم بیرون سنا حواسشونو پرت کرد منم از بیمارستان زدم بیرون و سوار تاکسی شدم
راننده:"کجا میرید خانم "
آدرس خونرو نوشتم و دادم بهش که راه افتاد و بعد چند مین رسیدم کرایه رو دادم و رفتم داخل خونه مستقیم رفتم حموم یه دوش گرفتم و اومدم بیرون و موهامو خشک کردم و لباس پوشیدم و زدم بیرون باید مدرک جمع میکردم اول باید با کاراگاه پارک حرف بزنم پس رفتم ایسگاه پلیس
×"کاری دارین خانم مشکلی پیش اومده"
دفترو در آوردم و
ا.ت:"باید کاراگاه پارکو ببینم "
×"آا باشه الان بهشون میگم...ام کی اومده"
ا.ت:"بگین هوانگ ا.ت خودشون میشناسن"
×"باشه الان میگم"
و رفت بعد ۲ مین اومد
×"برین داخل خانم"
ا.ت:"ممنون"
و رفتم داخل
جونگ هون:"سلام ا.ت شی خوبین "
سرمو تکون دادم که
جونگ هون:"آا متاسفام امید وارم هرچه زودتر خوب بشین "
ا.ت:"ممنون"
جونگ هون:"بفرمایید بشینین"
نشستم و
جونگ هون:"چیزی شده برای چی اومدین؟"
ا.ت:"درباره پرونده به کجا رسیدین چیزی پیدا کردین؟"
جونگ هون:"خب چیزه زیادی پیدا نکردیم واثر انگشت کنار دیوار تابلو برای یکی از کارکنان بوده و روی چاقو اثر انگشتی نبود مثل اینکه دستکش دستشون بوده "
ا.ت:"یعنی چیزی پیدا نکردین"
جونگ هون:"نه ولی.."
ا.ت:"ولی چی"
جونگ هون:".......
<<هر رنگ، رازی را پنهان میکند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد میزند>>
- ۲.۸k
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط