{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Part:14


جونگ هون:"ولی هان ته سوک دستگیر شد خب هنرو اون دزدیده این چیزیه با فیلم های دوربینای موزه ثابت شده ولی یکی دیگه هم هست حتی هانم اعتراف کرده ولی نگفته کیه"
ا.ت:"آها باشه ممنون"
جونگ هون:"خواهش"
ا.ت:"برای نفر دوم بیشتر به کی مشکوکین"
جونگ:"خب به کیم ها بیشتر مشکوکیم مطمعنا قاتل یکی از کیماست "
لعنتی
ا.ت:"آها باشه بازم ممنون"
جونگ هون:"خواهش میکنم بازم سئوالی داشتی بپرس و راستی تصادفت باید بگم اتفاقی نبود"
ا.ت:"منظورتون چیه"
جونگ هون:"کار قاتله تو نقش خاصی تو پرونده داری هم خبرنگاری هم باهوشی و تو تحقیقات کمک میکنی برادرتم که قاضیه پس برای سخت تر کردن پرونده یا حل نشدنش تورو نشونه گرفته حواست باشه"
ا.ت:"باشه ممنون که بهم گفتین "
جونگ هون:به هرحال بایدباخبرمیشدین ....من باید برای تحقیقات برم بیرون پس بهتره شما برین
خونه و استراحت کنید مراقب خودتون باشید فعلا"
ا.ت:"باشه فعلا"

و رفت بیرون یعنی الان من حدف قاتلم پس یعنی قربانی بعدیش منم ..امیدوارم تهیونگ قاتل نباشه بلند شدم و رفتم بیرون هوفف الان چطوری مدرک جمع کنم و ثابت کنم ....یعنی باید برم خونش

میتونم چیزی پیدا کتم؟ هوفف نمیدونم ولی....میرم شاید چیزی دستگیرم شد یه تاکسی گرفتم و
رفتم سمت خونش بعد چند مین جلو خونش پیاده شدم رفتم سمت در و خواستم در بزنم اما

اگه بفهمه برای چی اومدم عمرا بزاره برم داخل پس بهتره مخفیانه برم لعنتی دارم برای پیدا کردن یه
مجرم مرتکب به یه جرم میشم هوفف ا.تتتت خوشبختانه یکی از پنجره ها باز بود پس به زور و با کلی

تلاش وارد خونه شدم ..الان چیکار کنم؟اصلا برای چی اومدم؟تو خونش چی میتونم پیدا کنم اصلا؟
وایی ا.ت تو رسما عقلتو از دست دادی ...اون نقاشیا باید ببینمشون رفتم سمت اتاق طراحیاش

و واردش شدم بازم همون نقاشیا ولی چندتا بهشون اضافه شده بود داشتم بهشون نگاه میکردم که
چشمم خورد به یکی از اونا و خوشکم زد بازم از طریق اخبار نقاشی کرده؟آخه چطوری اینهمه دقیق؟
چطوری صحنه تصادف منو اینهمه دقیق نگاشی کرده من حتی اون صحنه رو دقیق ندیده بودم

اخه اخبار فقط یه صحنه ریز نشون داد الان من چطوری به این مشکوک نشم ولی اون نمیتونه
قاتل باشه واییی هوف اروم باش ا.ت یه چیز معمولیه به گشتن ادامه بده هوم کجارو باید بگردم

کل خونه؟یعنی خونست؟ گشتن و شروع کردم و فقط خدا خدا میکردم که خونه نباشه چیزی
پیدا نمیشد چیز مشکوکی نبود تنها چیز مشکوکش نقاشیاش بودن این مرد کیه اخه اصلا چرا
باید منو درگیر خودش بکنه که یهو

تهیونگ:اینجا چه خبره؟*عصبی

<<هر رنگ، رازی را پنهان می‌کند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد می‌زند>>
ادامه دارد......
دیدگاه ها (۴)

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنرPart:15تهیونگ:ا*ینجا ...

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنرPart:16تهیونگ:"خب تو؟...

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنرPart:13سنا:"خب اینطور...

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنرPart:12که پرستار اومد...

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر Part:23رفتم اتاقم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط