{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و تو هیچ نمیدانی در این شهر شلوغ

و تو هیچ نمیدانی در این شهر شلوغ
هزار بار جانم به لبم رسید وقتی غریبه های هم نامت را صدا میکردند و هیچکدامشان نه تو بودی و نه حتی شبیهت،دل شلوغی شهر نمیداند چیست میگردد و میگردد بهانه ای برای تنگ شدن پیدا میکنند...

دارا✍️
دیدگاه ها (۲)

#اینجوریاس

#چالش غذای دریای نودل مرگ

#,زیبایی زندگی روستایی

چه کیفی داردکسی باشد که وقتی نام کوچکت رااز ته دل صدا می زند...

هروقت که میخواهم از "تو" بنویسم،همین که یادت در سرم رها میشو...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط