{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و تو هیچ نمیدانی در این شهر شلوغ

و تو هیچ نمیدانی در این شهر شلوغ
هزار بار جانم به لبم رسید وقتی غریبه های هم نامت را صدا میکردند و هیچکدامشان نه تو بودی و نه حتی شبیهت،دل شلوغی شهر نمیداند چیست میگردد و میگردد بهانه ای برای تنگ شدن پیدا میکنند...

دارا✍️
دیدگاه ها (۲)

#اینجوریاس

#چالش غذای دریای نودل مرگ

#,زیبایی زندگی روستایی

چندپارتی عضو هشتم *پارت ۱۵ (پارت آخر)

سلامممم اومدم با یک دوپارتی درخواستی امیدوارم خوشتون بیاد و ...

p38ات توی صندلی عقب ماشین نشسته بود.کتش رو درنیاورده بود، فق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط