the first lie
part ۶
ویو کیم کلارا♡
با گریه از عمارت زدم بیرون و سوییچ
بوگاتی رو گرفتم و رفتم تو جاده گوشیم
رو هم خاموش کردم.....
حالم بد بود ولی میدونستم پدرم کوتاه
نمیاد برای همین گفتم من و جونگکوک
خودمون سنگ هامون رو وا بکنیم....
زنگ زدم به جینا...
کلارا: الو جینا...
جینا: جانم عروس آینده...
کلارا: خفه شو شماره داداشت رو بده
جینا: میخوای چیکار؟
کلارا: گفتم بدهههههه
جینا: باشه سلیطه وحشی
شمارش رو گرفتم و زنگ زدم...
کوک: سلام خانومم...
کلارا: خفه شو مرتیکه چندش
آدرس میفرستم گورت رو گم کن
بیا گرفتی؟
کوک: گرفتم وحشی اومدم
بعد چند دقیقه کوک رسید
کوک: چیکارم داشتی روانی؟
کلارا: روانی که جد و آبادته به جز
خواهرت...
کوک: چرا به جز خواهرم؟
کلارا: چون رفیقمه
کوک: میدونم بگو چیکارم داشتی؟
کلارا: ببین من مطمئنم بابام کوتاه
نمیاد پس گفتم از الان باهم کنار
بیایم و من شرط هام و بگم....
کوک: خب...
کلارا: شرط اول ما توی یه عمارت
زندگی نمیکنیم اگر هم مجبور شدیم
با اتاق های جدا شرط دوم اجازه
نزدیک شدن به من و نداری و ما
فقط تو شناسنامه زن و شوهریم
ویو کیم کلارا♡
با گریه از عمارت زدم بیرون و سوییچ
بوگاتی رو گرفتم و رفتم تو جاده گوشیم
رو هم خاموش کردم.....
حالم بد بود ولی میدونستم پدرم کوتاه
نمیاد برای همین گفتم من و جونگکوک
خودمون سنگ هامون رو وا بکنیم....
زنگ زدم به جینا...
کلارا: الو جینا...
جینا: جانم عروس آینده...
کلارا: خفه شو شماره داداشت رو بده
جینا: میخوای چیکار؟
کلارا: گفتم بدهههههه
جینا: باشه سلیطه وحشی
شمارش رو گرفتم و زنگ زدم...
کوک: سلام خانومم...
کلارا: خفه شو مرتیکه چندش
آدرس میفرستم گورت رو گم کن
بیا گرفتی؟
کوک: گرفتم وحشی اومدم
بعد چند دقیقه کوک رسید
کوک: چیکارم داشتی روانی؟
کلارا: روانی که جد و آبادته به جز
خواهرت...
کوک: چرا به جز خواهرم؟
کلارا: چون رفیقمه
کوک: میدونم بگو چیکارم داشتی؟
کلارا: ببین من مطمئنم بابام کوتاه
نمیاد پس گفتم از الان باهم کنار
بیایم و من شرط هام و بگم....
کوک: خب...
کلارا: شرط اول ما توی یه عمارت
زندگی نمیکنیم اگر هم مجبور شدیم
با اتاق های جدا شرط دوم اجازه
نزدیک شدن به من و نداری و ما
فقط تو شناسنامه زن و شوهریم
- ۳۲۸
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط