رمان تهیونگ
✨On the way to liberation{ part ۶۵ }🌷
نگاهشو دنبال کردم که به جیمین رسید...
× خدا خدا میکردم که بره توی اتاقش ولی با اعصبانیت به سمت مبل اومد...
× نگاهی بهم انداخت و کنارم روی مبل نشست...
جینا که متوجه تنش بینمون شده بود خنده ای کرد و شروع کرد به حرف زدن...
£ این قسمتش باحاله نگاه کنید...
همین کلمه کافی بود که همه نگاهشون به تلویزیون گره بخوره...
ویو چند دقیقه بعد :
نگاهی به تهیونگ کردم که به جای نگاه کردند به فیلم داشت با گوشیش کار میکرد...
× دو دقیقه نمی تونه سرشو از توی گوشی برداره...
¥ این برای کیه...
× با حرف جیمین نگاهم به سمت اون رفت...
با دیدن پلاستیک لباس زیرم داخل دست جیمین
چشمام اندازه دو حلقه...بزرگ شد...
با ترس به صورت تهیونگ نگاهی انداختم...
که دوباره جیمین حرف دیگه ای به زبونش آورد...
¥ لباس زیر...
کلمش کامل نشده بود. که پلاستیک از دستش کشیده شد...
- ات برو بالا ...
× من...
- گفتم گمشو بالا...
دادی بلندی زد جوری که صداش تا بیرون از عمارت به گوش می رسید...
× تهی....
منتظر ادامه حرفم نبود ...
منو روی کولش انداخت و به سمت اتاق برد...
× تهیونگ ولم کن...
با مشتام به کمرش میزدم ولی فایده ای نداشت...
با باز شدن در اتاق دست از مشت زدن برداشتم که ....
🌷ادامه دارد...✨
حمایت یادتون نره تنکیو بای بای 😍 ⭐
بچه ها پارت جدید آموزش زبان کره ای رو پنجشنبه ساعت ۷ یا ۸ داریم پارت اول از حروف بی صدا...
حرف صدا دار رو تموم کردیم ... اینم بگم که یک ویدیو دیگه الان میخوام آپلود کنم که ویدیو کوتاه هست ...
آموزش کلمات کره ای با آهنگ...
که خیلی سریع یاد میگیرید...
اونو حتما حمایت کنید تا یک پارت دیگه هم بزارم ...
ویدیو رو که گذاشتم لینکش رو توی همین پست میزارم...
منتظر حمایت هاتون هستم...
و خیلی ممنونم بابت تمام کامنت های خوشگلتون و حمایت هاتون برای پست جدید. آپاراتم... و همچنین ویسگون...
خیلی ممنونم از همتون😍🫠
نگاهشو دنبال کردم که به جیمین رسید...
× خدا خدا میکردم که بره توی اتاقش ولی با اعصبانیت به سمت مبل اومد...
× نگاهی بهم انداخت و کنارم روی مبل نشست...
جینا که متوجه تنش بینمون شده بود خنده ای کرد و شروع کرد به حرف زدن...
£ این قسمتش باحاله نگاه کنید...
همین کلمه کافی بود که همه نگاهشون به تلویزیون گره بخوره...
ویو چند دقیقه بعد :
نگاهی به تهیونگ کردم که به جای نگاه کردند به فیلم داشت با گوشیش کار میکرد...
× دو دقیقه نمی تونه سرشو از توی گوشی برداره...
¥ این برای کیه...
× با حرف جیمین نگاهم به سمت اون رفت...
با دیدن پلاستیک لباس زیرم داخل دست جیمین
چشمام اندازه دو حلقه...بزرگ شد...
با ترس به صورت تهیونگ نگاهی انداختم...
که دوباره جیمین حرف دیگه ای به زبونش آورد...
¥ لباس زیر...
کلمش کامل نشده بود. که پلاستیک از دستش کشیده شد...
- ات برو بالا ...
× من...
- گفتم گمشو بالا...
دادی بلندی زد جوری که صداش تا بیرون از عمارت به گوش می رسید...
× تهی....
منتظر ادامه حرفم نبود ...
منو روی کولش انداخت و به سمت اتاق برد...
× تهیونگ ولم کن...
با مشتام به کمرش میزدم ولی فایده ای نداشت...
با باز شدن در اتاق دست از مشت زدن برداشتم که ....
🌷ادامه دارد...✨
حمایت یادتون نره تنکیو بای بای 😍 ⭐
بچه ها پارت جدید آموزش زبان کره ای رو پنجشنبه ساعت ۷ یا ۸ داریم پارت اول از حروف بی صدا...
حرف صدا دار رو تموم کردیم ... اینم بگم که یک ویدیو دیگه الان میخوام آپلود کنم که ویدیو کوتاه هست ...
آموزش کلمات کره ای با آهنگ...
که خیلی سریع یاد میگیرید...
اونو حتما حمایت کنید تا یک پارت دیگه هم بزارم ...
ویدیو رو که گذاشتم لینکش رو توی همین پست میزارم...
منتظر حمایت هاتون هستم...
و خیلی ممنونم بابت تمام کامنت های خوشگلتون و حمایت هاتون برای پست جدید. آپاراتم... و همچنین ویسگون...
خیلی ممنونم از همتون😍🫠
- ۵.۱k
- ۲۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط