معین زد

معین زد moin z درگیر تو بودم

درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت!
در من غزلی درد گرفت و سر زا رفت!
سجاده گشودم که بخوانم غزلم را…
سمتی که تویی عقربه قبله نما رفت…
در بین غزل نام تو را داد زدم داد
آنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت!
بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت
این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت؟!
من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم…
من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت…
با شانه شبی راهی زلفت شدم اما
من گم شدمو شانه پی کشف طلا رفت
دیدگاه ها (۰)

پارت بیست دوم《Custom kiss》 ×پدرم نیشخن...

پارت ۱۱

Ten

THE FIRST KISSPART: 5تهیونگ: میتونم عشقتو به خودم حس کنم تو...

مافیای من

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 16جونگکوک برگشت به س...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

Custom bride part : ۲۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط