{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاضی برای بار دومم میگم متهم سر جات وایسا

𝒑𝒂𝒓𝒕:7
قاضی: برای بار دومم میگم متهم سر جات وایسا»

وکیل خم شد نزدیک تهیونگ، با صدایی آهسته اما عصبی گفت:

وکیل: تهیونگ، پاشو دیگه، کاری نکن بدتر بشه.»

تهیونگ لبخند کجی زد، شانه‌اش رو بالا انداخت:

ته:اهه باشه باش….»

قاضی نگاهی طولانی بهش انداخت، بعد با لحنی سرد گفت:

قاضی: خب… دادگاه توضیحات لازم رو شنیده. متهم کیم تهیونگ، احمقانه‌ترین انتخاب رو در زندگی‌اش کرد.»

صدای ورق خوردن پرونده‌ها، خش خش آرامی ایجاد کرد. قاضی ادامه داد:
با توجه به شواهد موجود و شاهد، و اینکه خودت حتی زحمت دفاع درست رو به خودت ندادی… به حبسمحکوممحکوم می‌شی. بدون حق آزادی مشروط.»

تهیونگ نگاهش رو از زمین گرفت و خیره شد به چشمای قاضی، با آرامشی عجیب گفت:

ته:حبس ابد، هه… شما فکر می‌کنید یه عمر می‌تونید منو نگه دارید؟

وکیل سریع گفت:

وکیل: ساکت شو تهیونگ! الان وقت—»

قاضی ضربه‌ی چکش رو محکم به میز زد.

قاضی: سکوت در دادگاه! جلسه تموم شد. متهم منتقل بشه.»

دو مأمور نزدیکش شدن، دستبند فلزی روی مچش صدا داد، و تهیونگ فقط خندید.

وقتی می‌خواستن از سالن ببرنش بیرون، زیر لب با لحنی آرام و مطمئن گفت:

ته:یه عمر خیلی طولانیه، قاضی.»

ادامه دارد...
لایک: انرژی میگیرم
کامنت: کلی ذوق میکنم( لطفاً عالی و بینظیرو از اینا نباشه یچیز باشه واقعا ذوق کنم این همه زحمت کشیدم✨🗿)
فالو: از شدت ذوق سکته میکنم ❤️💁🤣
دیدگاه ها (۰)

𝒑𝒂𝒓𝒕:8دو هفته بعد ویو ا/ت داشتم دنس تمرین میکردم که یهو سرم ...

𝒑𝒂𝒓𝒕:9 ویو ا/ت صبح روز مراسم ایدلا ساعت۵ (توی خوابگاهشون)خ...

𝒑𝒂𝒓𝒕:6رزی: عاشقششش شدییییی ا/ت: چی نبابا سوجین : با این حرفت...

𝒑𝒂𝒓𝒕:5ا/ت: کنسرت تموم شد خواستم برم خونه که اعضا بزور بردنم ...

☕️قهوه تلخ☕️ پارت پنجاه یکمدادگاه - سالن اصلیسالن بزرگ بود. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط