ویو ات صبح روز مراسم ایدلا ساعت توی خوابگاهشون
𝒑𝒂𝒓𝒕:9
ویو ا/ت صبح روز مراسم ایدلا ساعت۵ (توی خوابگاهشون)
خب خب دخترا بیدار شین امروز روز مهمیه
رزی: من که بیدار شدم
سوجین :منم بیدارم
میا: منم بیدار شدم ولی اینه کوالا خوابم میاد
ا/ت: بچه ها امروز روز مهمیه برای نگه داشتن و بیشتر شدن شهرتمون باید امشب و بترکونیم ما توی دوماه گذشته کلی تمرین دنسو خوانندگی و رپ کردیم پس بیایین کاری کنیم که همه دهنشون باز بمونه ،پس فایتینگ (یعنی همون موفق باشین خودمون)
رزی: فایتینگ
میا:فایتینگ
سوجین : فایتینگ
ا/ت: خب همگی برین تمرین کنیم تا ساعت ۵ بدویین ،،،،همگی رفتیم سوار ماشینم شدیم و رفتیم کمپانی و وارد اتاق دنس شدیم و کلی تمرین کردیم
رزی: ا/ت ساعت پنجه بریم خوابگاه بنظزم
ا/ت: موافقم ،،،،،،،،،،،،،رفتیم خوابگاه ،،، چهار تامون دونه دونه رفتیم یه دوش ۳۰ دقیقه گرفتیم و اومدیم بیرون یچیزی خوردیم
ا/ت: دخترا من از من کمپانی خواستم نه میکاپ ارتیست برامون بفرسته نه استایلیست چون لباسای بازی بهمون میدم خوشم نمیاد و اینکه میکاپم خودمون بلدیم تازه بهترش
سوجین: دقیقا
ا/ت: خب خب پاشین حاضر بشین ساعت ۸ مراسم شروع میشه باید تا دو ساعت دیگه حاضر بشیم الان همه میریم تو اتاقمون تا ۱ساعتو نیمه دیگه میایم بیرون
۱ ساعت بعد
ا/ت: دخترا من کاملا حاضر تا شما حاضر بشین میرم بیرون یه چیز خوراکی بخرم
رزی: با (داد) باش برو زود بیا
ا/ت: رفتم بیرون چون میخواستم برم سوپر مارکت سر کوچه دیگه ماشین نبردم خواکیمو خریدم و
داشتم توی کوچه میرفتم که متوجه شدم یکی داره دقیقا پشت سرم میاد برای همین وارد یه کوچهی خیلی تاریک شدم ولی باز داشت پشت سرم میومد قدمامو سریع تر کردم که قدم های اونم سریعتر شد یهو رسیدم به ته کوچه نهههه بم بستهه تف توش اب دهنمو قورت دادم و سرمو برگردوندمو چهرش پوشیده بود یه مرد هیکلی و قد بلند بود با خودم گفتم شاید دزدی چیزی باشه و از ترسم گفتم
ا/ت: ببین بخدا هیچ پولی همرام نیست
ته: نیاز به پول تو ندارم کوچولو
ا/ت: وایسا ببینم صدات چقدر آشناست نههه غیر ممکنه تو...
ادامه دارد....
حمایت کنید دیگه همین ،،موچ بهتون 💋❤️
ویو ا/ت صبح روز مراسم ایدلا ساعت۵ (توی خوابگاهشون)
خب خب دخترا بیدار شین امروز روز مهمیه
رزی: من که بیدار شدم
سوجین :منم بیدارم
میا: منم بیدار شدم ولی اینه کوالا خوابم میاد
ا/ت: بچه ها امروز روز مهمیه برای نگه داشتن و بیشتر شدن شهرتمون باید امشب و بترکونیم ما توی دوماه گذشته کلی تمرین دنسو خوانندگی و رپ کردیم پس بیایین کاری کنیم که همه دهنشون باز بمونه ،پس فایتینگ (یعنی همون موفق باشین خودمون)
رزی: فایتینگ
میا:فایتینگ
سوجین : فایتینگ
ا/ت: خب همگی برین تمرین کنیم تا ساعت ۵ بدویین ،،،،همگی رفتیم سوار ماشینم شدیم و رفتیم کمپانی و وارد اتاق دنس شدیم و کلی تمرین کردیم
رزی: ا/ت ساعت پنجه بریم خوابگاه بنظزم
ا/ت: موافقم ،،،،،،،،،،،،،رفتیم خوابگاه ،،، چهار تامون دونه دونه رفتیم یه دوش ۳۰ دقیقه گرفتیم و اومدیم بیرون یچیزی خوردیم
ا/ت: دخترا من از من کمپانی خواستم نه میکاپ ارتیست برامون بفرسته نه استایلیست چون لباسای بازی بهمون میدم خوشم نمیاد و اینکه میکاپم خودمون بلدیم تازه بهترش
سوجین: دقیقا
ا/ت: خب خب پاشین حاضر بشین ساعت ۸ مراسم شروع میشه باید تا دو ساعت دیگه حاضر بشیم الان همه میریم تو اتاقمون تا ۱ساعتو نیمه دیگه میایم بیرون
۱ ساعت بعد
ا/ت: دخترا من کاملا حاضر تا شما حاضر بشین میرم بیرون یه چیز خوراکی بخرم
رزی: با (داد) باش برو زود بیا
ا/ت: رفتم بیرون چون میخواستم برم سوپر مارکت سر کوچه دیگه ماشین نبردم خواکیمو خریدم و
داشتم توی کوچه میرفتم که متوجه شدم یکی داره دقیقا پشت سرم میاد برای همین وارد یه کوچهی خیلی تاریک شدم ولی باز داشت پشت سرم میومد قدمامو سریع تر کردم که قدم های اونم سریعتر شد یهو رسیدم به ته کوچه نهههه بم بستهه تف توش اب دهنمو قورت دادم و سرمو برگردوندمو چهرش پوشیده بود یه مرد هیکلی و قد بلند بود با خودم گفتم شاید دزدی چیزی باشه و از ترسم گفتم
ا/ت: ببین بخدا هیچ پولی همرام نیست
ته: نیاز به پول تو ندارم کوچولو
ا/ت: وایسا ببینم صدات چقدر آشناست نههه غیر ممکنه تو...
ادامه دارد....
حمایت کنید دیگه همین ،،موچ بهتون 💋❤️
- ۱۶۷
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط