{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان رویای من

رمان رویای من

فصل دوم

پارت ۱۰

حمید، افرین پسر ولی چیکار کردی که الان اینکارو میکنی یه شب هم نگذشت

مریم، نه هیچ کاری نکرده بچه

ارسلان، مرسی که حامی منی

مریم،لبخندی زدم

حمید،با این چیزا از دلش درنمیاد

ارسلان، ازم ناراحت نیست بچم خسته اس خوابید بلند نمیشه

مریم و حمید، لبخندی زدیم

ارسلان، آخ اوخ

مریم،چیشد

ارسلان، آب میوه یادم رفت

مریم،الان میدم بهت تو دوتا لیوان آب میوه ریخم گذاشتم رو سینی

ارسلان، دستتون درد نکنه

مریم،خواهش میکنم

ارسلان، من برم بالا رفتم بالا در اتاق و باز کردم سنی رو گذاشتم رو میز براش لقمه گرفتم دیانا

دیانا، هوم

ارسلان، دهنتو باز کن

دیانا، عااااااا

ارسلان، قهقهه ای سر دادم

دیانا، پاشدم نسشتم رو پای ارسلان دستامو دور گردنش حلقه کردم

ارسلان، پاشد نسشت رو پام دستاشم دور گردنم حلقه کرد خنده ای کردم

دیانا، بوسی رو گردنش زدم لقمه بده
دیدگاه ها (۸)

🦇🦉😭🌜💫#به_امید_بازگشت_اردیا🥺💔

رمان رویای من فصل دوم پارت ۱۱ارسلان، بفرمایید دیانا، سرم و ر...

رمان رویای من فصل دوم پارت ۹حمید، تنبل خان ساعت ۱ ظهرهارسلان...

سلام حالتون چطوره ۳ تا پارت اوردم براتون 💫رمان رویای من فصل ...

[☆part²⁸☆]ماسک اکسیژن رو بلند کردم و بوسه ارومی به لب هاش زد...

رمان بغلی من پارت ۲۲۰و۲۲۱و۲۲۲ارسلان: المیرا حالم و نمیفهمید ...

پارت چهاردهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط