{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام حالتون چطوره تا پارت اوردم براتون

سلام حالتون چطوره ۳ تا پارت اوردم براتون 💫
رمان رویای من

فصل دوم

پارت ۸

ارسلان، از خواب پاشدم قل خوردم سمت راست یهو دیانا اومد بغلم و مثل بچه ها ومظلوم ها گفت

دیانا، ارسلان

ارسلان، جانم

دیانا، سردمه

ارسلان، پس بگو چرا اومدی اینجا محکم گرفتمش تو بغلم پتو و رو دوتامون کشیم گفتم بخواب فرشته کوچولو

دیانا، تو بغلش لم دادم و خوابیدم

ارسلان، چشمم خورد به ساعت دیواری عه ساعت که ۲ بامداده خوب منم بخوابم فعلا مونده تا صبح

.... فردا صبح ....

حمید، پاشید تنبل ها چقدر می‌خوابید

ارسلان، بابا

حمید، بله

ارسلان، هیش دیانا خوابیده

حمید، نوچ نوچ

ارسلان، مگه ساعت ساعت چنده
دیدگاه ها (۲)

رمان رویای من فصل دوم پارت ۹حمید، تنبل خان ساعت ۱ ظهرهارسلان...

رمان رویای من فصل دوم پارت ۱۰حمید، افرین پسر ولی چیکار کردی...

ادیت جدیدم🌜 اصکی ممنوع ❌️ چطور شده ❤️💖#به_امید_بازگشت_اردیا🥺...

رمان رویای من 🦇🦉فصل دومپارت ۷ارسلان، چرا هستی تو همه زندگی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط