{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب خاطره من:

خب خاطره من:

یه شب خونه تنها بودم مامان بابام کار داشتن رفتن بیرون طرفای ساعت ۳ از خواب پریدم صدای. تق تق میومد منم خیلی ترسیدم از تو پارک هم صدای گریه میومد نمیدونم توهم بود یا نه ولی یه سایه مشکی ترسناک داخل پارک می‌دیدم بعد دیگه سکته کردم🤣 همون موقع مامانم کلید انداخت تو در من مردم و زنده شدم🤣

هرکس خاطره نگه00000 هست😭🤧
دیدگاه ها (۱۰۰)

ازینتنننتتتن☆گلب بالا رو قرمز میکنے ـ؋ـرشته؟🍬☆ سوال توت ؋ـر...

کندی اسمش بود؟ یادم نمیاد ☆گلب بالا رو قرمز میکنے ـ؋ـرشته؟🍬☆...

میانا☆گلب بالا رو قرمز میکنے ـ؋ـرشته؟🍬☆ سوال توت ؋ـرنگے من ...

عاشق دوینم💞😭☆گلب بالا رو قرمز میکنے ـ؋ـرشته؟🍬☆ سوال توت ؋ـر...

بچه ها میخولم یه خاطره خیلی خنده دار براتون تعریف کنم.... آم...

همخونه اجباری... پارت 46"ویو جئون جونگ کوک"خونه...فقط دلم می...

همخونه اجباری.. پارت 54."ویو پارک دوین"ساعت...دوازده و نیم ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط