{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

➖⃟👅•• #𝗣𝗮𝗿𝘁_5

➖⃟👅•• #𝗣𝗮𝗿𝘁_5
ناجے من🫠:)
● •• •• •• •• •• •• •• •• •• ●
سریع پریدم سرویس کارا مربوطه رو کردم اومدم بیرون

بدون فکر کمدمو باز کردم که کلی لباس به سمتم هجوم اورد به پشت افتادم زمین

+اخخخ خدا لعنتت کنه لیلی

تند پاشدم از داخلشون یه هودی سفید و یه کارگو مشکی کشیدم بیرون و مشغول پوشیدن شدم

رفتم سر میز ارایشم تند یه ریمل و تینت زدم و شال و کیفم و برداشتم

هر چی دم دستم بود البته نیاز خالی کردم ت کیف مبارکم

تند پله هارو پایین رفتم ک باز داشتم با سر میخوردم زمین خودمو کنترل کردم

کفشامو پوشیدمو داد زدم

+ننه ای ننه من رفتمم نگرانم نشوو

ملاقه به دست اومد بیرون و گفت

_مراقب خودت باشا تکرار نکنم

+چشم

سریع از خونه زدم بیرون

سوار ماشین شدمو و با سرعت روندم

آهنگ پلی کردم صداشو تا اخر بردم بالا

با اهنگ میخوندم

10دیقه ی رسیدم به کافه پیاده شدمو رفتم داخل

با دیدن بچها رفتم سمتشون و کوبیدم رو پشت لیلی...
ادامه •• •• •• •• •• •• •• •• ••
دیدگاه ها (۰)

عکس فیکمون تغییر کرد

دخترم فالوشه :::::::::@ssaa.w

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۴۶با ترس جیغ کشیدم و دویدم که...

My nurse

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط