{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوستالژی خاطره انگیز

یه شبایی تو زندگی هست که....
وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنی...
به چیزایی میرسی که نمیدونی تقدیرت بوده یا تقصیرت...
به آدمایی می رسی که هضمشون واسه دل کوچیکت سخته...
و به دردایی می رسی که برای سن و سالت بزرگه...
به آرزوهایی که توهم شد...
رویاهایی که گذشت...
به چیزایی که حقت بود اما شد توقع!!
وزخمهایی که با نمک روزگار آغشته شد...
و احساسی که دیگران اشتباه می نامند...
و دست آخر دنیایی که بهت پشت کرده...
و باز هم انتهای آرزوهایی که نشد و به دلت ماند...
و سکوت هم دوای دردش نیست...
ایکاش دنیا مهربان تر می شد!!
دیدگاه ها (۲)

سر خوشم، این ناگهان مستی ز بوی جام کیست؟شعله می ریزد زبانم، ...

شاید فاصله ها بتونن جسم ها و نگاه ها رو از هم دور کننداما هی...

تو مرا گرچه بخوانی یا نه... پاسخت خواهم گفتهمه با مهرِ دلمبا...

اعجوبه ای به نام زمان . . . . . .

یه شبایی تو زندگی هست که....وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میز...

یه شبایی تو زندگی هست که....وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میز...

یه شبایی تو زندگی هست که....وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میز...

یه شبایی تو زندگی هست که....وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میز...

یه شبایی تو زندگی هست که....وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میز...

یه شبایی تو زندگی هست که....وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میز...

یه شبایی تو زندگی هست که....وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میز...

یه شبایی تو زندگی هست که....وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط