{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی غمگینه

خیلی غمگینه :)
داستانش راجب به دوتا زوجه که روز قبل از عروسیشون میرن کنار رودخونه که دختره تعادلشو از دست میده و میفته توی رودخونه و پسره میره تو اب که اونو‌ نجات بده ولی نمیتونه بعدش جسدشون درحالی که همو بغل کردن پیدا میشه :)
دیدگاه ها (۳)

واییی.. وایبش »»»»»

نه‌...نه ..نه منو مقصر نبینین همش تقصیر داداش کوچیکمه 🗿🎀

هنوز :)

طرز فکر خیلی احمقانه ....مگه صورتی چشه؟

تکپارتی

۳ ماه گذشته و میرن برا تعین جنسیت انیا: هوف... واقعا استرس د...

رمان نخ سرخ عشق       part 5 کارلوس دستشو میزاره روی صورتش و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط