در ابریشم عادت آسوده بودم

در ابریشم عادت آسوده بودم

تو با حال پروانه من چه کردی

مگر لایق تکیه دادن نبودم

تو با حسرت شانه من چه کردی

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی

سفر کرده با خانه من چه کردی
دیدگاه ها (۲)

من درپیله تنهای خود تنیده بودم تو آمدی،جانم شدی،رفتی.....رفت...

او تورا بیشتراز جانش دوست میداشت این رازمانی متوجه شدم وقتی ...

پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛اما خسته ترین مهربانی عالم،در...

پایان اعتکاف، شروع دلتنگی✨تازه عادت کرده بودیمبه اینکه حال خ...

جانانِ دلنشینم😍🧿🌻💕من مسافری  بودم  با چمدانی از تکه های دلمک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط