پارت دو رمان سرنوشت نفرین شده

(پارت دو رمان سرنوشت نفرین شده)

(پارت دو رمان سرنوشت نفرین شده)

مینجه دست به سینه شد و به بیرون پنجره خیره شد.
کسانی که برگ های روی زمین را جمع میکردند.
پرنده هایی که در اعماق اسمان ها پرواز میکردند.
به فکر پرواز خودش افتاد.
چشمانش برق زیبا و بزرگی زد.سرشو روی میز گذاشت نیشخند محوی زد چشمانش را بست تو دنیای خودش بود.
صدای زنگ باعث شد برگرده به کلاس چشماشو باز کرد کلاه هودیشو سرش گذاشت
صدای هیاهوی بچه ها کلافش میکرد مثل بچه های دو ساله رو سر و کول هم می افتادن دوباره چشماشو بست ولی اینبار مینی نکشید تا ارامشش خراب شه..
دستی هودی سرش رو کنار زد
مینجه اروم سرشو برگردوند..
چشماش بختطر کم خوابی و سردرد تار میدید دو تا پلک سریع زد با چشمای مظلوم فندقی مواجه شد..
خمار به چشمای دخترک زل زد..موهای بلند و لخت با چتری داشت که رنگ چتری هاش ابی بود چشماش برق درخشانی داشت که با خط چشم ابی نقاشی شده بود..
لب هایش به رنگ صورتی ملیح بود..
همینطور که داشت دخترک را برانداز میکرد با لبخند ملیح دختر مواجه شد.
سرشو کج کرد از رو میز بلند شد.
به پشت تکیه داد و مشغول نوشتن شد.
دخترک اروم نزدیک میز شد و به ارومی گفت
: « میتونم بشینم کنارت؟»
با سکوت مواجه شد مینجه پاسخی به سوالش نداد پس کنارش نشست»
« سکوت رو مثبت در نظر میگیرم اسمت مینجه بود درسته؟ »
اینبار با بی میلی جواب داد
« اره »
« خب مینجه من سلنام حرف امروزت به استاد واقعا شاهکار بود میدونی؟ خیلی شجاعانه بود»
خودکار تو دستشو زمین گذاشت و به چشمای دخترک زل زد.
« اومدی اینجا مغزمو بخوری؟»
« عاا ن اومدم با هم رفیق شیم میدونی از ادمایی مثل تو خوشم میاد »
« چه جالب خب بکیرم »
دخترک بهش زل زد بعد از چند مین نگاهشو برداشت.
« حس نمیکنی زیادی خشنی؟»
« حس نمیکنی داری پاتو از گلیمت دراز میکنی؟ »
« ببین من میخوام ففط رفیقت شم چه ربطی داره؟ »
« و من نخوام؟ »
« دلیلش؟ »
« هوفف دختر من به کسی نیاز ندارم خب؟ بیخیال من شو »
« نیاز داری فقط »
« ندارم سلنا »
« داری تنهایی نمیتونی کاری کنی نیاز به کسی داری »
« نمیخوای بیخیال من شی؟ »
« حالا که فکرشو میکنم ن »
« عومم پس از نا امید شدنت لذت ببر »
بعد از گفتن این حرف به سمت حیاط مدرسه رفت.
دخترک هم رفتنشو تماشا کرد..
دیدگاه ها (۳)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 226♡⁠。⁠)⁩با شرم...

پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۰* پرش زمانی به فر...

ابلیس

مافیای معروف پارت دوم ────۶ৎ────(هوی فشاری اسمات داره جنبه د...

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار بدون میکاپ مارو میبینن و ...

ابلیس

مهمونی خطرناک پارت=26ویو اتمتوجه تغییر حالت کوک شدم..یعنی تو...

#چندپارتیموضوع:(وقتی میاد خواستگاریت اما بابات ردش میکنه)لین...

پدر خوانده فصل دو

p3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط