پی یک نقطهی امن در این جهان دراندشت؟
پی یک نقطهی امن در این جهان دراندشت؟
بیا به آغوش من،
بیا جان من؛ شانههایم را برای باران چشمانت پهن کردهام
و انگشتانم، چون برگی، چشم انتظار شبنم های تواند
و آغوشم همان نقطهای ست که قلب ها در آن،
یکدیگر را ملاقات می کنند؛
همانجا که میتوانی، بی هراس، خودت باشی.
بیا به آغوش من،
بیا جان من؛ شانههایم را برای باران چشمانت پهن کردهام
و انگشتانم، چون برگی، چشم انتظار شبنم های تواند
و آغوشم همان نقطهای ست که قلب ها در آن،
یکدیگر را ملاقات می کنند؛
همانجا که میتوانی، بی هراس، خودت باشی.
- ۱.۲k
- ۱۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط