زندگیش بی دلیل از هم پاشید احساستش را از دست داد و تنهای

زندگیش بی دلیل از هم پاشید، احساستش را از دست داد و تنهایی را به جمعیت ترجیح داد.
او تصمیم داشت زندگیه خوب قبلیش با خواهر دوستانش را در ذهنش تصور کند
او بار ها خود را با این کار ها سرگرم میکرد
حتی گاهی نمیتوانست متوجه شود که همه ی آن ها فقط ی تصور قدیمی هستند
روزی مثل روزان دیگر با دوستانش قایم موشک بازی میکرد، ناگهان کاغذی را دید... با جوهری تازه که انگار همین الان نوشته شده است....
متن ها کاملا بی معنی بودند
اون کاغذ را فراموش کرد و سعی کرد دوباره به پیش دوستانش برگردد اما از تصوراتش بیدار شد و دقیقا دوباره درون همان خانه ی تنها و تاریک بیدار شد
فردا شب آن روز، سعی کرد دوباره به تصوراتش برگردد او توانست این کار را انجام دهد اما بار ها حس میکرد تحت تعقیب فردی مرموز است
او باز هم ناگهان از تصوراتش بیدار شد
شب آن روز هم کلی تلاش برای تصور دوباره کرد اما انگار نمیتوانست
انگار تمام مغزش خالی شده بود
با تمام تلاش هایش توانست به دنیای تخیلی خود بازگردد اما موجودی عجیب درحال تکه تکه کردن دوستانش بود او خود را از تصور بیرون اورد اما حسه وحشتناک عجیبی داشت، اوه نه... او در پنجره را باز گذاشته بوده است....
صدای خش خشی از درون کمدش شنید او چوب بیس بال خود را برداشت و ماده ی حمله بود ناگهان همان موجود در تصوراتش را دید، او از اتاقش فرار کرد تا از پدر مادرش یا افراد بیرون کمک بگیرد، موجود با سرعت وحشتناکی به سمت او حمله میکرد، از خانه اش بیرون امد موجود را در پشت سرش دید و ضربه ای محکم به درون شکم موجود زد ناگهان موجودات دیگری مانند اورا را هم دید و سعی کرد همه ی آن هارا بکشد
صدای اژیر پلیس را شنید اما پلیس ها هم همان موجود بودند
به تیمارستان میرسیم او در اتاق تیمارستان است و هنوز آن موجوذات وحشتناک را میدید اما آن موجود ها فقط انسان های عادی بودند
پدر و مادرش از این قضیه ناراحت بودند
و همه ی اون ها انسان هایی بودن که او بخاطر اسکیزوفرنی آن هارا موجود میدید
و همه ی افراد انسان بودند
شاید....
بیوگرافی کاراکتر اصلی:
نام: موری
جنسیت: پسر
سن: ۱۴
مشکل روانی: اسکیزوفرنی، پارانویا
به دلیل زندگی زیاد تو دنیای تخیلی خود شروع به توهم شدید کرد
ی داستان همینجوری بود که ساختن💔
دیدگاه ها (۱۵)

بخورش ساکی🥀ارته ساده بود پس از ابیس پینت پاکش کردم_پس تایم ل...

به دلیل کمبود محتوا ادامه بدید

ارت جدیداز این میویهارت اوسیمو بکشم❌از بازی موردعلاقم ارت بک...

هرکی این زیر تگ کنی باید با این لباس ارت بکشهاگه نکشه یعنی ا...

نام : مارتیکو پدر و مادری بی نامخواهر نداردبرادر : تاکیتونیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط