{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My boyfriend

My boyfriend
P:21

ویو جیسو: داشتم لباسام رو جمع میکردم که یهو دوتا دست دورم حلقه شد.

جیمین: عشقم امشب خیلی اذیت شدی بزار من جمع میکنم

جیسو: نبابا خسته چیه من خودم جمع میکنم تو برو بشین توی حال تا منم بیام

جیمین: باشه پس میرم یه هات چاکلت و یه فیلم میزارم تا تو بیای باهم ببینیم و بخوریم ( منحرفان عزیز منظورش هات چاکلته) *فقط جیمین جان داداش تلویزیون های ایرانی Netflix نداره ولی بجاش تا دلت بخواد تبلیغ های چرت شبکه های ایران هست مثلا خردکن همه چیز خردکن حتی ادمم خورد میکنه بیاید بخریددد😐*

فلش نکست به فردا فرودگاه ( ایا میدانستید یک ادمین بسیار گشاد دارید؟ نمیدونستید؟ خب حالا بدانید با تشکر)

ویو ادمین : خلاصه این شد که جیمین و جیسو به همراه پدرومادر جیسو رفتن فرودگاه مهر اباد و ویووو رفتن کره و مادر جیسو مثل چی داشت عررر میزد خب بهر حال دخترش رفت یه کشور دیگه معلوم نیست کِی برگرده بین خودمون باشه یهو دیدی جیسو فردا با یه بچه به بغل برگشت😐😂

اخخخ دیگه نمیدونم بقیشو چطوری بنویسمممم 😭
دیدگاه ها (۰)

مستر جئون اخر منو میکشههه 🛐✨

کپشن چکبچه‌ها نت ها تقریبا وصل شده و خب اومدم بگم که تا فردا...

My boyfriendP:20ویو جیسو: منو جیمین رفتیم توی حال پیش بقیه ک...

My boyfriendP:19وقتی این حرف رو زدی، یه لبخند عمیق روی صورت ...

P8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط