My boyfriend
My boyfriend
P:20
ویو جیسو: منو جیمین رفتیم توی حال پیش بقیه که دختر خاله فضولم یه جور نگاهم میکرد انگار ارث باباشو خوردم زنیکه کج😒( این دقیقا خودمم وایی)
منم خودمو یجور چسبوندم به جیمین با یه نیشخند رفتم نشستم که دیدم عشوه اومد یه ایشش زیر لب گفت و صورتشو کرد اونور
(پدر جیسو، پ.ج ، مادر جیسو، م.ج)
پ.ج: خب جیسو حالا که همه فهمیدن جیمین دوست پسرته چند وقته باهمید؟
جیسو: تقریبا میشه.. ۳سال البته من جیمین رو اولین بار که رفته بودم کنسرتش دیدم و اونجا بود که جیمین امار منو در اورد و پیدام کرد
م.ج: اووو داماد قشنگم دچار عشق در نگاه اول شده
جیسو: مامان کی گفته دامادته؟
جیمین به کره ای گفت: نیستم؟ نمیخوای منو دیگه؟( قیافشو مظلوم کرد این شکلی🥺) *اخخخخ دلم کباب شد برای بچمم*
(کل مکالمه جیسو و جیمین کره ای هست)
جیسو: جیمینا من کِی گفتم؟
جیمین: پس میخوایش؟ ( نگاه شیطنت امیز)
جیسو: منحرف 😒
سابرینا ( همون دختر خاله نچسب ): جیسو خانم ( عشوه) به زبون ادم حرف بزنید بفهمیم ماهم چی میگید
جیسو: اولن درست صحبت کن دومن اگه میخواستم تو بفهمی به فارسی میگفتم نه به کره ای *زیر لب گفت* عنتر میمون😒
خاله جیسو: خب دیگه ما دیگه باید بریم
م.ج:کجا میموندید حالا خواهر جانن
خاله: نه دیگه خواهر جان ما دیگه میریم ببخشید زحمتم دادیم
م.ج نبابا این چه حرفیه زحمت چیه رحمتید*سر خَر ید *
جیسو: مامان ماهم دیگه میریم میخوایم بریم خونه ( جیسو یه خونه داره مجردی)
وسایلمونو جمع کنیم میخوایم برگردیم کره جیمین بلند شو
پ.ج : عه میخواید برگردید؟ کِی به سلامتی؟
جیسو: فردا صبح
م.ج: عه خواستید برید ما تا فرودگاه میایم باهاتون بهم زنگ بزن باهم بریم
جیسو: باشه پس فعلا خداحافظ
فلش نکست به خونه( گشادیم میاد بنویسمم )
ویو جیسو: داشتم لباسام رو جمع میکرد که یهو..
پارت بعدی شرط داره 😐
10 لایک
5 کامت
3 بازنشر
P:20
ویو جیسو: منو جیمین رفتیم توی حال پیش بقیه که دختر خاله فضولم یه جور نگاهم میکرد انگار ارث باباشو خوردم زنیکه کج😒( این دقیقا خودمم وایی)
منم خودمو یجور چسبوندم به جیمین با یه نیشخند رفتم نشستم که دیدم عشوه اومد یه ایشش زیر لب گفت و صورتشو کرد اونور
(پدر جیسو، پ.ج ، مادر جیسو، م.ج)
پ.ج: خب جیسو حالا که همه فهمیدن جیمین دوست پسرته چند وقته باهمید؟
جیسو: تقریبا میشه.. ۳سال البته من جیمین رو اولین بار که رفته بودم کنسرتش دیدم و اونجا بود که جیمین امار منو در اورد و پیدام کرد
م.ج: اووو داماد قشنگم دچار عشق در نگاه اول شده
جیسو: مامان کی گفته دامادته؟
جیمین به کره ای گفت: نیستم؟ نمیخوای منو دیگه؟( قیافشو مظلوم کرد این شکلی🥺) *اخخخخ دلم کباب شد برای بچمم*
(کل مکالمه جیسو و جیمین کره ای هست)
جیسو: جیمینا من کِی گفتم؟
جیمین: پس میخوایش؟ ( نگاه شیطنت امیز)
جیسو: منحرف 😒
سابرینا ( همون دختر خاله نچسب ): جیسو خانم ( عشوه) به زبون ادم حرف بزنید بفهمیم ماهم چی میگید
جیسو: اولن درست صحبت کن دومن اگه میخواستم تو بفهمی به فارسی میگفتم نه به کره ای *زیر لب گفت* عنتر میمون😒
خاله جیسو: خب دیگه ما دیگه باید بریم
م.ج:کجا میموندید حالا خواهر جانن
خاله: نه دیگه خواهر جان ما دیگه میریم ببخشید زحمتم دادیم
م.ج نبابا این چه حرفیه زحمت چیه رحمتید*سر خَر ید *
جیسو: مامان ماهم دیگه میریم میخوایم بریم خونه ( جیسو یه خونه داره مجردی)
وسایلمونو جمع کنیم میخوایم برگردیم کره جیمین بلند شو
پ.ج : عه میخواید برگردید؟ کِی به سلامتی؟
جیسو: فردا صبح
م.ج: عه خواستید برید ما تا فرودگاه میایم باهاتون بهم زنگ بزن باهم بریم
جیسو: باشه پس فعلا خداحافظ
فلش نکست به خونه( گشادیم میاد بنویسمم )
ویو جیسو: داشتم لباسام رو جمع میکرد که یهو..
پارت بعدی شرط داره 😐
10 لایک
5 کامت
3 بازنشر
- ۱.۲k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط