{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

دیگر برای حضورت
هیچ چیز دل خوش ام نمی کند
نه صدای چهچه ی پرندگان
نه گل های باغچه
نه آواز و ترانه ای
نه این شعر و غزل ها
نه بوی خاک باران خورده
و حتا باران
روزی به خانه بازگشته ام اما دگرگون
به قلبت دور شده ام
به احساسات راکد و بي حوصله
تمام ممکن ها را محال می بینم
به جاده ای بن بست
به خیالات مبهم رسیده ام

روياي بوسه ای در سر ندارم
حتا به عشق و آرزویی نمی اندیشم
چرا محال شده ای جانم
دیدگاه ها (۰)

نمی دانم شب ها... من شاعر می شوم... و تو را غزل باران می کنم...

سرشارازعشقچشمان زیبایت مرا عاشق تر می کند ، بگذار در چشمانت...

باورت می شود؟ ساعتی پیش تپش های قلبت را همین جا درست کنار قل...

خاطرات

مریم یوسفی نصیری نژاد

دلم حالش این روزها اصلاً خوب نیست...باورت می شود؟ ساعتی پیش ...

حال دلم این روزها اصلا خوب نیست

بیا وقتی برای عشق هورا میکشه احساسبه روی اجتماع بغض حسرت گاز...

✅ ✔ ️دلم از تمامِ دنیا یک "کلبه ی چوبی" می خواهد ،میانِ جنگل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط