{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

علی رو‌حلال کن....

وقتی که آتش بر در و دیوار افتاد
زهرا به دنبال دفاع از یار افتاد

آن سینه ای که مخزن سر خدا بود
کم کم سر و کارش به آن مسمار افتاد

با ضربه ای در را درآوردند از جا...
گویا به روی مادری بیمار افتاد

آن دست پاکی که به همسایه دعا کرد
طوری مغیره زد دگر از کار افتاد


#فاطمیه #یازهرا #سیدرضا_نریمانی #روضه
دیدگاه ها (۰)

بالاخره بعد سالها پارت😎🤣ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۴...

پارت ۳۰ (فعلا با همین پیش بریم ببینیم اون دوتای دیگه رو چیکا...

بشکند دست ِ مغیره که به قُنفذ میگفت ..آنقدر ضربه شدید است که...

شعر روضه #حضرت_زهرا (س)ایّام فاطمیه اول، دوشنبه ٢٦ بهمنحسینی...

. #حضرت_فاطمه_زهرا_سلام_الله_علیها #فاطمیهدنیای بی زهرا شبیه...

مادرے خورد زمین و همہ جا ریخت بهمهمہ ی زندگے ِ شیر خدا ریخت ...

یابن الحسن دو چشم ترت درد میکنداین چشمهای شعله ورت درد میکند...

یابن الحسن دو چشم ترت درد میکنداین چشمهای شعله ورت درد میکند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط