{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant
𝘗𝘢𝘳𝘵:۲
کوک/دید همه سرشون تو کاره دسته ته رو گرفت و سریع بردش تو اتاق خودش و درو بست و لبای ته رو وحشیانه بوسید و ته رو پرت کرد رو مبل و خم شد روش دکمه لباس های ته رو باز کرد و خواست بره سمته شلوار ته اونو باز کنه که جیمین درو باز کرد و دفتر از دستش افتاد زمین

ته/لباسشو گرفت جلوی سینه هاش

کوک/دستشو از روی شلوار ته برداشت و رفت عقب و دستشو گرفت جلوی لبش

کوک/چرا بدونه در زدن میایی داخل؟(عصبی)

جیمین/ببخشید حواسم نبود فکر کردم تنهایید...

ته/حالا برو بیرون

کوک/ولش کن بیا داخل ایش

جیمین/اوکی

امد داخل

ته/پشتشو کرد و لباساشو پوشید و از در رفت بیرون که خورد به سوهی و رفت عقب

سوهی/حواست کجاست؟

ته/وای باز تویه لوس

سوهی/حواست به حرف زدنت باشهههه

ته/گم شو

رفت تو اتاقش

سوهی/لوس خودتییی ایششش

رفت پیش کوکی و سریع بغلش کرد

کوک/رفت عقب

کوک/چرا امدی؟؟

سوهی/امدم عشقمو از نزدیک ببینم

جیمین/ایش لوس(زیر لب)

کوک/باشه بشین رو مبل بگم یه چیزی بیارن

سوهی/چشم

کتشو در اورد و نشست رو مبل و خودشو یکم داد جلو که سینه هاش بزرگ نشون بده

جیمین/رفت سمته کوک

جیمین/خدا بهت صبر بده(خنده)

کوک/برو بیرون بچه به کیم تهیونگ هم بگو بیاد پرونده هارو کمک کنه چکشون کنیم

جیمین/اوکی

رفت بیرون و رفت براز سوهی و کوک یه قهوه سفارش داد و خواست بیاره که ته جلوشو گرفت

ته/بزار من ببرم

جیمین/باشه

سینی رو داد به تهیونگ

ته/درو باز کرد و رفت قهوه رو خواست بزاره رو میز که دستشو از قصد زد به لیوان که کل قهوه ریخت رو سوهی

سوهی/اییی سوختمم

از مبل پاشد

سوهی/لباس قشنگم(عصبی)

ته/ببخشید از قصد نبود(الکی)

سوهی/میرم لباسم بشورم عشقم میام

بعد از در رفت بیرون

کوک/تیکه داد به صندلی و با خنده به ته نگاه کرد و دستشو برد به کمر ته و هولش داد جلو

کوک/دمت گرم دلم خنک شد

ته/رو مخ بود

کوک/ یکمی پاشد و لبای ته رو ارومی گاز گرفت و نشست رو صندلی که سوهی امد

کوک/خوب این پرونده هارو تو چک کن

ته/باشه

پرونده هارو چک کردن

سوهی/هوففف چقدر حوصله ور

ته/زیر لب اداشو در اورد

کوک/خنده ی ارومی کرد

کوک/خوب دیگه کیم میتونی بری خونت

ته/اوکی بای

بعد از در رفت بیرون و دید سوهی پشتس به ته هستش یه قلب برای کوک با انگشت هاش فرستاد

کوک/دستشو گرفت به قلبش

ته/لبخند کوجولویی زد و رفت سمته ماشینش

سوهی/دید کوک دستشو گرفت به قلبش امد پیشش

سوهی/خوبیی(نگران)

کوک/اره توام برو خونه

سوهی/تو نمیایی؟؟

کوک/جلسه دارم تو برو

سوهی/باشع

از در رفت بیرون و سوار تاکسی شد که دید کوک امد سمته ماشین تهیونگ و ته از ماشین پیاده شد

کوک/لبای ته رو محکم بوسید

ته/رفت عقب و دستشو برد زیر لباس کوکی

ته/دلم خنک شد همیشه باید اینطوری باهاش رفتار کنی مهربون نیستی که باهاش؟؟هوممم؟؟

کوک/گردن ته رو بوسید

کوک/اگر باهاش مهربون بودم الان این کارارو میکردم؟؟؟

ته/نوچ

کوک/خوب؟؟الان بریم رستوران عشقم؟

ته/برای شام؟یسسس

کوک/بریم عشقم

بعد سوار ماشین شدن و کوک ماشینو روشن کرد و راه افتادن

سوهی/بهشون نگاه کرد و رفت خونه و کل عطرای کوکی رو شکوند

کوک/وقتی با ته شام خورد امد تو خونه که دید بوی عطراش امد تو اتاقش که کلی شیشه شکسته بود و خون جلوی چشماشو گرفت

کوک/سوهییی(عربده)

سوهی/امد بالا

سوهی/چته؟؟خوش گذشت بیرون؟؟

کوک/تو عطرای منو برای چی شکوندی؟؟

سوهی/تو برای چی قلبمو شکوندی؟؟؟اینا دقیقا همون قلب منه که تو شکوندیشون(بغض)

کوک/چچ؟؟

سوهی/رفت درو قفل کرد و امد سمته کوک و کوکی رو هول داد به تخت و زنجیر کوکی رو بست به تخت و لختش کرد

کوک/چیکار میکنییییی بازم کن (عصبی)

سوهی/خودمو مال تو میکنم

[امممم اینجاشو اگر دوست داشتید تو کامنت ها بگید بزارم براتون]

[فرداش شد]

کوک/چشماشو باز کرد و دستشو مشت کرد و خواست بازش کنه نتونست و سوهی رو صدا کرد

کوک/پاشو

سوهی/از خواب بیدار شد و دستشو گذاشت رو سینه ی کوکی و دستای کوکی رو باز کرد با پاهاش و لباساشو پوشید

کوک/رفت لباساشو به زور پوشید و موهاشو زد عقب و به زور از پله ها امد پایین که جوآ دیدش و دستشو گرفت

جوآ/خوبی؟؟؟

کوک/حرفی نزد و از در رفت بیرون و سروار ماشینش شد و رفت شرکت و نشست رو مبل و از درد به خودش پیچید ک جیمین امد بهش قرص داد که یکمی اروم شد
دیدگاه ها (۲۶)

الماس من | پارت سومنصفه‌شب بود و سکوتِ سنگینی فضای اتاق رو پ...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۳جیمین/قرصو داد به کوک که یکمی بهتر شد...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۱فصل/۲ چند روزی گذشت...ویو سوهی/تا دید...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۱۸ویو کوک/ کتشو برداشت و کفشاشو پوشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط