{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم میدونی یه‌جور گوزن هست که سالی یه‌بار شاخش میفته؟ گف

گفتم میدونی یه‌جور گوزن هست که سالی یه‌بار شاخش میفته؟ گفت نه. فقط همین رو میخواستی بگی؟ گفتم تا شاخش دوباره دربیاد میره جاهای تاریک جنگل، چون خیلی بی‌دفاعه. گفت حالا ربطش بده به خودمون دوتا. گفتم من یه‌جور گوزنم که شاخم افتاده، میای مراقبم باشی؟گفت تو گوزن نیستی دیوونه. خندید و رفت. منم رفتم سمت تاریکیای جنگل.

شب آروم از ما می‌گذشت. خیلی آروم...

و شب بخیر مخصوصا به تو که ساکن قسمت تاریک جنگلی🖤❤️
دیدگاه ها (۱۶)

می‌فهمی موفق شده‌ای و دیگر فکر قبل از خواب کسی، خاطره‌ی کمرن...

اردیبهشت اردیبهشت اردیبهشتاگر بگویم اولویت اولشان دیگران هست...

اگه بنویسم دلتنگ، یا بوسه، یا دیدار، تو یاد آدم خاصی میفتی.ک...

یک گوشه نشسته بود و زخمهای دلش را می شمرد و با خود می گفت کا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 182♡⁠。⁠)⁩سر جون...

«فصل۲ The magic of lov »part ۸۳بلند هق هق کردم. دست روی موه...

#سه_و_سه_دقیقه𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ویو لیلی ___بعد از کافه…همه رفتیم سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط