نام فیک عشقنفرت

نام فیک: عشق/نفرت
Part: 31
آ جین با دیدن تهیونگ سمتش رفت مارا که خواست جلوش رو بگیره ولی دیر بود چون آ جین دقیقا رو به روی تهیونگ بود انگار میخواست چیزی بهش بگه.
تهیونگ در رو باز کرد و نگاش کرد و لبخندی زد آ جین گفت:
€تو خیلی بدیییی که دیگه نمیزاری پیش مادرم باشم*گریه
+آ جین چی...*تهیونگ پیاده شد و نشست روی پاهاش تا هم قد آ جین شه*
تهیونگ اروم موهای دختر رو نوازش کرد به چیز هایی شک کرده بود و خب برای پی بردن به حقیقت باید آ جین پیشش میبود.
_خانم خوشگله خب تو هم میخوای بیای باهامون؟ *اروم
مارا تعجب کرده بود از رفتار تهیونگ. جدیدا رفتارای تهیونگ باهاش بهتر شده حتی توی دادگاه جدیتش رو حفظ کرده ولی ملایمتش رو هم هنوز داره و الانم با دخترش...
آ جین اشکاشو پاک کرد و با لبخند مستطیل شکلی که شبیه خود لبخند تهیونگ بود، به تهیونگ زد و گفت:
€منم میخوام باهاتون بیام الان میرم وسایلم رو جمع میکنمو میام*دوید رفت و یونا و یون سوک هم رفتن کمکش*
تهیونگ بلند شد و نگاهی به مارا انداخت که مارا گفت:
+تو که گفتی نمیزاری چیشد یدفعه؟
_تو میتونستی به اون اشکها نه بگی؟
+باشه*زیر لب
آ جین اومد از خونه بیرون و از یونا و یون سوک خدافظی کرد و به مادرش گفت:
€دیدی مامان این اقاعه هم اونقدرام بد نیست ما رو از هم جدا نمیکنه
بعد ادای احترام به تهیونگ کرد و نشست صندلی عقب. مارا پشماش ریخته بود یدفعه این همه زبون رو از کجا اورده بود؟ اصلا مارا درمورد تهیونگ حداقل به این بچه بد نگفته بود.
تهیونگ پوزخندی به مارا زد قبل از اینکه چیزی بگه مارا گفت:
+من درمورد تو بهش بد نگفتم*جدی
_مطمئنی؟
+فقط گفتم ما رو از هم جدا کردی و اینا اونم گفتش که تو خیلی بدی
_هوم پس خوبه که بهش ثابت شد من اونقدرام بد نیستم
مارا نشست توی ماشین و تهیونگ هم نشست حرکت کردن به سمت خونه. مارا فکر میکرد خونه رو عوض کردن ولی خونه عوض نشده بود.
تهیونگ به مادرش هم زنگ زد و تمام قضیه رو براش تعریف کرد اونم گفت که برای فردا بلیط میگیره و پس فردا اونجاست
وقتی وارده خونه شدن مارا ماتش برده بود خونه تاریک بود یجوری بود ادم میترسید. آ جین با دیدن خونه سریع چسبید به تهیونگ، توی اون تاریکی مادرش رو با تهیونگ اشتباه گرفته بود و تهیونگ خندش گرفته بود.




ᰔᩚامیدوارم خوشتون بیادᰔᩚ
دیدگاه ها (۲)

نام فیک: عشق/نفرتPart: 32تهیونگ بخاطر مارا خدمتکارا رو اون ش...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 11می سو خواب بود ، خی...

نام فیک: مافیا جذاب منژانر: مافیایی/خشن/عاشقانهشخصیت های اصل...

نام فیک: عشق / نفرتشخصیت های اصلی: مارا(همون ات هست ولی من خ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 14صبح مارا زود بیدار شد و با وکیلش که...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 25مارا رسید شرکت. از ماشین پیاده شد و...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 30+نمیشه من همه جا رو گشتم نبود_گفتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط