{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Fatima💛

Fatima💛
دوتا چایی ریخت
گذاشت رو میز گفت
بیا بشین اینجا باهم
غصه تو رو بخوریم!
نگفت گریه نکن، نگفت
حالا دیگه پیش اومده
چیکار میشه کرد، نگفت
خدا رحمتش کنه؛کلیشه
تحویلم نداد، گفت بیا بشین
اینجا باهم غصه تو رو بخوریم.
آدم باید یکیو داشته باشه
باهاش بشینه غصه بخوره
فقط خنده قشنگ نیست
فقط شادی قشنگ نیست
قشنگه بشینید باهم غصه همو بخورید.
دیدگاه ها (۲)

دو تا چایی ریخت، گفت:بیا بشین اینجا باهم غصه تو رو بخوریم؛نگ...

#سناریو موضوع:وقتی برای سالگرد ازدواجتون سوپرایزشون میکنینام...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

+وات آنجل (علامت آنجل با&)&وای نمیدونی دلم واست چقدر تنگ شد...

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

" ویو لیا "به کوک نگاه کروم اونم داشت نگام میکرد باورم نمیشه...

Part.4

پارت سی🥳🔥عشق ابدی ما🔥معلم: سلام بچه ها امروز دانش آموز جدید ...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط