امروز که مثل همیشه داشتم بسکتبال بازی میکردم داشتم به ای

امروز که مثل همیشه داشتم بسکتبال بازی میکردم، داشتم به ای

امروز که مثل همیشه داشتم بسکتبال بازی میکردم، داشتم به این فکر میکردم روزایی که تو کنارم بودی و قدرشو ندونستم کار دستم داد..
دیگه کی میشه که دوباره زندگیم برگرده به روال عادی دلتنگیت بغضی نشه تو گلوم، غمی نشه تو شبام، اشکی نشه میون لبخندام...
وقتی که با حرص توپ و به سمت تور پرت کردم تمام بغض دلتنگیمو پرت کردم اما گل نشد..
فهمیدم باید تا آخر پا سوز این دوست داشتن بی ثمر بشم..:)
دیدگاه ها (۲۷)

رمان عشق ممنوع

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

مافیای من

Forbidden love①③کوک: به من نگاه کن... یعنی این تو بودی؟گیج و...

KIM V

I'm not jealous part 50ایشی گفتم و به سمت سالن غذا خوری رفتم...

تک پارتی ویو ا.ت نور کم تلویزیون روی صورتمون افتاده بود کنار...

#عشق_باطعم_تلخ #part46در حیاط رو با ریموت باز کردم و از خونه...

"تکپارتی"وقتی به سگش حسودی میکنی و....🍃🌝ناری{درحال درست کردن...

(خلاصه )جیمین دیگه از جلوی اتاق ات جم نمیخورد حراست اومد گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط