{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍒🌱به هر لبخند، یک «حافظ» غزل داشت.

🍒🌱به هر لبخند، یک «حافظ» غزل داشت.
به هر گفتار، یک «سعدی» سخن بود.

من از آن شب خموشی پیشه کردم
که شعر او، خدای شعر من بود!🍒🌱

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۱)

🌱🍒به دیدن آمده بودم دری گشوده نشد صدای پای تو زآن‌سوی در شنو...

🍒🌱گوش کنبه صدای دوردست مندر مه سنگین اوراد سحرگاهیو مرا در س...

🍒🌱حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنجفکر معقول بفرما گل بی خار ...

🌱🍒رنگی کنار شببی‌حرف مرده استمرغی سیاه آمده از راه‌های دورمی...

انسان باید پیش از سخن گفتن بیاندیشدولی در مورد اکثر مردم خود...

سعدی میگه،.. بر لب جوی بنشین و گذران عمر ببین، شاه اوغلان(حس...

غزل از چشم تو فواره‌کنان می‌آیدمِی ز لبخند تو در ساغر جان می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط