{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دل سنگ، تاریکی نمی‌ماند

در دل سنگ، تاریکی نمی‌ماند
این گذرگاهِ صبور، انتظاری ست
در پایانِ هر نفس، نورِ ستاره‌ای ست
که آوازِ رهایی سر می‌دهد

پروانه‌ای که از سنگ می‌زاد
بال‌هایش را با مهتاب شست
حتی تونل،
روزی سرودِ دریا را می‌فهمد
دیدگاه ها (۳)

« غیرت » واژه ای است که هرکسی لیاقت بودن در حریمش را ندارد.....

نیمه‌شب، ماه تنها، در حوض سکوت شناور بود.خورشید آمد،با هزارا...

در سکوتِ دلسنگینیِ رنجی که به زبان نمی‌آیددر حنجره‌ای خالی ا...

شیفته‌ی کتاب و ساز و نواجهانش پر از معنا و تمنادو گوشش به آه...

داداشمون(داداش من نه) سناریو ساخته به من گفته بزارم

پارت ۱۴نیمه های شب، جایی که فقط نور نقره ای و ضعیف ستاره ها ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط