{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🪽 Angel of salvation 🪽

🪽 Angel of salvation 🪽

Part ⁸⁴


ات ✨ اینطوری که حرف زدی مطمئن شدم یه چیزی شده ، بهم بگو دیگه .
یونگی 🪽 نمیشه گفت ... اسرار نکن .
ات ✨ باشه .(کمی ناراحت )
یونگی 🪽 ناراحت نشو ... به خاطر خودت میگم .
ات ✨ من ناراحت نشدم .(جدی)
یونگی 🪽 منم باور کردم که ناراحت نشدی .
هیچی نگفتم و بزور غذامو خوردم ، گشنم نبود ولی برای اینکه ناراحت نشه غذامو خوردم . نگاهش امد روی دستم که خودش با باند بسته بود و دستشو گذاشت رو مچ دستم و اروم با انگشت شصتش زخممو نوازش میکرد. سرشو برد سمت دستمو بوسه ای روی زخمم زد .
یونگی 🪽 اگه یه بار دیگه این کارو کنی محکم گازت میگیرم ، باشه؟
ات ✨ باشه (لبخند)
یونگی 🪽 افرین (لبخند)
ات ✨ دیگه نمیتونم بخورم سیر شدم .
یونگی 🪽 باشه کوچولو .
ظرفارو جمع کرد و بلند شد .
یونگی 🪽 اینارو ببرم الان میام .
ات ✨ باشه .
از اتاق بیرون رفت . به دستم نگاه کردم ، اگه اون نبود من الان اینجا نبودم . یا تو بیمارستان بودم یا زیر خاک. حتی فکر کردن بهشم باعث میشه تنم بیشتر یخ بزنه ، زیر خاک سرد ، تو یه جای تنگ و تاریک ، تن بیجونمو تو خاک قرار میدادن .
دستی رو شونم قرار گرفت و منو از افکارم بیرون کشید .
یونگی 🪽 به چی فکر میکنی کوچولو؟
ات ✨ هیچی .
یونگی 🪽 باشه چون خوابم میاد پافشاری نمیکنم وگرنه از زیر زبون کوچولوت میکشیدم بیرون که به چی فکر میکردی . (لبخند)
متقابل لبخند کوچیکی زدم و بلند شدم و دستشو گرفتم و با هم از بالکن خارج شدیم . پشت سرم در بالکن و بست و سمت تخت رفتیم و روش دراز کشیدیم . منو به اغوش کشید و بوسه ای روی پیشونیم کاشت .
ات ✨ یونگی .
یونگی 🪽 جانم .
لبخندی رو لبم نشست ، پروانه های دلم با جانم گفتنش شروع به پرواز کردن ،کردن . جانم گفتناش همه از ته دلش بودن .
ات ✨ میشه .... میشه فردا باهم بریم بیرون ؟
یونگی 🪽 معلومه که میشه...دوست داری کجا بریم؟
ات ✨ نمیدونم.
یونگی 🪽 خب .... بریم جنگل؟
ات ✨ جنگل ؟
یونگی 🪽 اره بریم جنگل و باهم اشپزی کنیم و کلی خوش بگذرونیم ، چطوره ؟
ات ✨ عالیه .
یونگی 🪽 خوبه .... حالا بخواب انگار فردا من میخوام برم مدرسه.(لبخند)
ات ✨ باشه ... شب بخیر فرشته من .
یونگی 🪽 شب بخیر همهٔ وجودم .
مثل همیشه موهامو نوازش کرد و منم به صدای قلبش گوش دادم و به دنیای خواب قدم گذاشتم .

شرط
40 لایک
35 کامنت
15 بازنشر

ماریس 🩵 شرطایه این پارت نرسه نمیزارم .
دیدگاه ها (۰)

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁴✨صبح ویو ات ساعت ۶:۳۰✨ صبح با غ...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸³شاید قضیه مرگ و زندگی بود که به...

🖤🩷✨🖤🩷✨🖤🩷✨🖤🩷انگار همین دیروز بود! ده سال از وقتی چهار تا دختر...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁷⁶ات ✨ چرا ؟ راحت میشین که . همتو...

#چرا -منPART13 ات باشه با ناراحتیکوک ناراحت نباش وگرنه برات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط