{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسمربحسین

«بِسّـم‌رَبِّ‌ح‌ـسین"؏"»

«ثانیه‌های پایانی ۱۴۰۴، زیر بارِ سنگینِ
خاطرات و حماسه‌ها، به کندی می‌گذرند . . .❤️‍🩹

به آخرین صفحه‌ات رسیده‌ای و من هنوز میانِ خاطراتت می‌چرخم ،‌ سالِ سختی بودی ، پر از بغض‌های فروخورده و شب‌هایی که طولانی‌تر از توانِ من بودند ؛ تو از من چیزهای زیادی گرفتی ؛ آدم‌هایی را که هنوز نبودنشان را نمی‌توانم باور کنم و جای خالی‌شان مثل سکوتی است که هیچ صدایی پرش نمی‌کند ..
چیزهایی را هم از من کندی که فکر می‌کردم بدون آنها نمی‌توانم ادامه بدهم ، اما تو بودی که مرا مجبور کردی بزرگ شوم ، نه از جنس سن و تقویم ، از جنس فهمیدن ، از جنس مقاوم شدن !
نمی‌دانم باید از تو برنجم یا تشکر کنم ؛ چون هم زخم بودی ، هم مرهم . هم شکستی ، هم ساختی . هم گریه آوردی ، هم یاد دادی . یاد دادی که فقدان همیشه پایان نیست ،‌ گاهی شروعِ فهمیدنِ ارزشِ لحظه‌هاست ..
تو به من یاد دادی که آدم حتی وقتی تکه‌تکه می‌شود هم می‌تواند دوباره خودش را جمع کند ، آرام‌تر ، عمیق‌تر‌، واقعی‌تر ؛
حالا در آخرین روز تو ، در آستانه‌ی بهاری که بوی از دست دادن می‌دهد ، می‌نشینم و نگاهت می‌کنم . به تمام غصه‌هایی که با رفتنت به پایان می‌رسند و تمام امیدهایی که پشت درِ سالِ نو منتظرند !
با همه‌ی غم‌ها و درس‌هایت ، ممنونم که از میانِ آن‌همه تاریکی ، جایی هم برای گذرِ نور گذاشتی‌ ، من از دلِ تو عبور کردم ، خسته‌تر ، اما قوی‌تر ، شکسته‌تر ، اما فهمیده‌تر و آماده‌تر برای روزهایی که قرار است بهتر باشند .. !
و شاید همین‌که پسِ هر زمستانی بهاری هست ، کافی باشد برای دوباره ایستادن : )❤️‍🩹
امسال، سالی نبود که به آسانی ورق بخورد سالی بود که نفس‌هایمان را در سینه حبس کرد؛
ســــــالـــی کـــه آســـمـــانـــش رنـــگ ایـــثـــار گـــرفـــت و زمـــیـــنـــش بـــا خـــونِ پـــاکِ رهـــبـــرجـــانـــمـــان ؛ ســـرداران و عـــزیـــزانـــمـــان و کـــودکـــان بی گـــنـــاه مـــتـــبـــرک شد.

از همان روزهای تلخِ از دست دادن‌ها، تا روزهای سردِ دی‌ماه و تلاطم‌های بی‌امانِ اسفند، ما بیش از آنکه زندگی کنیم، «ایـــســـتـــادگـــی» کردیم.

وقتی به پشت سر نگاه می‌کنیم، جای خالیِ بزرگ‌مردانی را می‌بینیم که جــــانِ ایــــــ🇮🇷ــران
بودند و ستون‌های استوارِ خیمه‌ی انقلاب...

غمی که در دل‌هایمان نشست، عمیق بود،اما
هـــرگـــز کـــمـــرِ غـــیـــرتِ این مـــلـــت را خم نکرد.
ما آموختیم که در این دنیای بی‌رحم ؛
حق گرفتنی است و برای ماندن و بودن، باید
تا پای جان در میدانِ نبردِ حقیقت ایستاد.

دشمن، شاید شهرها را نشان گرفته باشد، اما
نهالِ اراده‌ی ما، ریشه‌ در خاکِ کـــربلاست؛❤️‍🩹

شکـــســـت‌نـــاپـــذیر و رو به رشـــد . . .🍃💚

ما می‌جنگیم؛ نه فقط برای زمین، که برای حرمتِ خون‌هایی که به ناحق بر خاک ریخت.

پـــیـــروزی ، وعـــده‌ی حتمیِ خـــدایی است
که شـــاهـــدِ تـــمـــامِ صـــبـــرهای مـــاست.🩵

حال در آستانه‌ی ۱۴۰۵، دلمان به آن بهارِ
اصلی، به آن وعده‌ی بزرگ‌تر گرم است؛
به ظـــهـــورِ حـــضـــرتِ حـــق (عج)🤍🌸

سالِ جدید را با نگاهی به افق‌های روشن و با توکل بر آن «حیّ‌ِ لایموت» آغاز می‌کنیم. باشد که این سال، سالِ نصرت و پایانِ تمامِ دشواری‌ها برای این آب و خاک باشد.🇮🇷❤️‍🩹✨

پای سفره‌ی تحویلِ سال، وقتی دل‌ها سبک می‌شود و دعاهای معصومانه به آسمان می‌رود، بیایید در کنارِ دعای فرج، برای سلامتیِ نایبِ برحقِ حضرتِ حجت امام خامنه ای عزیز و عاقبت‌بخیریِ تمامِ مدافعانِ این سرزمین، خالصانه زمزمه کنیم.

و این بنده حقیر را هم در میانِ زمزمه‌های سبزِ خود، فراموش نکنید...🍃🌸✨

«شـــب‌های هـــجـــر را گـــذراندیم و زنـــده‌ایم
ما را به ســـخت‌جـــانیِ خود، ایـــن گمان نبود»

به امیدِ ظهور و سپیده‌دمِ پیروزی

۲۹اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)

نوروز امسال بدون آقاچگونه تحویل شود...ماچندین سال است بعدازس...

ایرانی ها از سراسر کشور رفتند جزیره خارک منتظر ورود احتمالی ...

شیراز✌️🇮🇷💯(:حماسه سازی شیرازی‌ها در بیعت با رهبر ایرانشیرازی...

اون کیه؟!- سید مجتبی خامنه‌ای🕶آرام دل پر تپش و مضطر ماشد..عج...

‌اكنون بيشتر از هميشه به تو فكر می کنم. امروز باران می آید، ...

هیچ رابطه ای در دنیا تنها با یک دلخوری ساده در یک روز و زمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط