{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی شاید رهآ کردم جهان چون سرابم را

#شبی شاید رهآ کردم جهانِ چون سرابم را ...
دیدگاه ها (۰)

#روزگاریست تنهایمرهگذران در گذرندبا رد پای چند روزه،خیره به ...

#دلم برای انار ها تنگ است ،برای دانه های سرخ و سفید ،یاقوت ه...

#ای که بوی باران شکفته در هوایتیاد از آن بهاران که شد خزان ب...

#امیدِ روشناییگرچه در این تیرگی‌ها نیست،من اینجاباز در این د...

شاید باید جهان را رها کرد و فنجانی چای خورد...مبادا که خودما...

من سرابم از آدم ھای فاسد وبدرد نخور خوشم نمیادش وبداخلاق و پ...

من صبح شبی که گریه کردم:😅

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط