بیو اینیکی بنده خدا
بیو اینیکی بنده خدا
اسم:زِنما
فامیلی اصلی:توکاتسه
فامیلیش بعد عهدش با لینا:ویران
ام بی تی آی:istj
سن:۲۷
تاریخ تولد:۲۱ نوامبر
گرایش جنسی:کتابسکشوال
سبک مبارزه:شمشیرزنی و هاکی هم داره
شیپ:نداره ولی احتمالا سابو«ازین لحاظه که میمیره براش و الگوی خودش قرار دادش»
علایق:لینا. آپاگه. کتاب. تاریخ. انقلابیون. قهوه
تنفرات:رو مخ بودن. اژدهایان افلاکی و اشراف
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بک استوری:
مامان باباش بخاطر پول با اژدهایان افلاکی بودن و زنما هم ازشون متنفر بوده آخرم با این وجود افلاکیا کشورشو بگا میدن و تعداد بازمانده های کمی اونجا میمونن و یکی ازون بازمانده ها ی پیرمرده رو اعصابی بوده که سره ی لقمه نون با زنما درگیر میشن و این یارو پیره مرده هم ازین نازک نارنجیا نبوده و میزنه زنمای بدبختو اوخ میکنه و بعدم میگه که بچه جون خوب بلدی زنده بمونی اما هنوز ضعیفی پاشو برو برا خودت ی استاد پیدا کن که طلف نشی زنما هم بزور اونو قانع میکنه که خودش بشه استادش آخراشم که زنما تقریبا همه چیزی که پیره مرده داشته رو یاد میگیره و پیره مرده هم بخاطر مریضیش لبه گوره به زنما توهین میکنه و میزندش و بهش میگه به دردم نمیخوری و این بچه هم جدی میگیره و فک میکنه چون ضعیفه و بعد که پیره مرده میره میبینه هنوز باهاشه و تازه کله کاراشو کرده تا سر حده مرگ داره تمرین میکنه حقیقت و میگه و زنما هم میگه پس تا وقتی که خاکت کنم اینجا میمونم و اینا. آخر که پیره مرده میمیره زنما هم میره همون جزیره ای که لینااونجا بود و اونو از دسته چند تا قلدر نجات میده و بقیشو تو پست قبل گوفتفح. و قبلا هم آرزوش این بوده که عضو انقلابیون باشه و بخاطر لینا و آپاگه میشه دزد دریایی و دست راست لینا و قولی که به خودش داد هم این بود که در هر صورت شره افلاکی ها رو کم میکنه.
اسم:زِنما
فامیلی اصلی:توکاتسه
فامیلیش بعد عهدش با لینا:ویران
ام بی تی آی:istj
سن:۲۷
تاریخ تولد:۲۱ نوامبر
گرایش جنسی:کتابسکشوال
سبک مبارزه:شمشیرزنی و هاکی هم داره
شیپ:نداره ولی احتمالا سابو«ازین لحاظه که میمیره براش و الگوی خودش قرار دادش»
علایق:لینا. آپاگه. کتاب. تاریخ. انقلابیون. قهوه
تنفرات:رو مخ بودن. اژدهایان افلاکی و اشراف
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بک استوری:
مامان باباش بخاطر پول با اژدهایان افلاکی بودن و زنما هم ازشون متنفر بوده آخرم با این وجود افلاکیا کشورشو بگا میدن و تعداد بازمانده های کمی اونجا میمونن و یکی ازون بازمانده ها ی پیرمرده رو اعصابی بوده که سره ی لقمه نون با زنما درگیر میشن و این یارو پیره مرده هم ازین نازک نارنجیا نبوده و میزنه زنمای بدبختو اوخ میکنه و بعدم میگه که بچه جون خوب بلدی زنده بمونی اما هنوز ضعیفی پاشو برو برا خودت ی استاد پیدا کن که طلف نشی زنما هم بزور اونو قانع میکنه که خودش بشه استادش آخراشم که زنما تقریبا همه چیزی که پیره مرده داشته رو یاد میگیره و پیره مرده هم بخاطر مریضیش لبه گوره به زنما توهین میکنه و میزندش و بهش میگه به دردم نمیخوری و این بچه هم جدی میگیره و فک میکنه چون ضعیفه و بعد که پیره مرده میره میبینه هنوز باهاشه و تازه کله کاراشو کرده تا سر حده مرگ داره تمرین میکنه حقیقت و میگه و زنما هم میگه پس تا وقتی که خاکت کنم اینجا میمونم و اینا. آخر که پیره مرده میمیره زنما هم میره همون جزیره ای که لینااونجا بود و اونو از دسته چند تا قلدر نجات میده و بقیشو تو پست قبل گوفتفح. و قبلا هم آرزوش این بوده که عضو انقلابیون باشه و بخاطر لینا و آپاگه میشه دزد دریایی و دست راست لینا و قولی که به خودش داد هم این بود که در هر صورت شره افلاکی ها رو کم میکنه.
- ۳۹۸
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط