{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چیز. بیو

چیز. بیو
اسم:لینا
فامیلی:ویران
ام بی تی آی:enxp
سن:۲۳
تاریخ تولد:۱۲ می
گرایش جنسی: بایسکشوال
سبک مبارزه:بیشتر از خنجر و دارت طنابی استفاده میکنه و گاهی سلاح گرم و شمشیر و هاکی هم داره
شیپ:ندارد
شیپ فرند:آپاگه
مادر:سیلوا ویونا(مرده)
پدر:ویران توگه(مرده)
علایق:پدرش. زنما. آپاگه. کابایاری. و تمام رفیقاش. مبارزه
تنفرات:دندوس. تیچ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بک استوری:خیلی خلاصه میخوام بگم چون زیاده. توگه«پدرش» دست راست و پزشک کشتی کابایاری بوده و اینا هم ی سری دزد دریایی بودن دیگه. داستان بابا مامانشم اینه که مامانه هم کاپیتان دزد دریایی بوده که فلان و بیسار و اینا بعد اینا عاشق میشن و عروسی و لیلیلی و عهم عهم و لینا میاد دیگه، آره. بعد این ویونا چون وضعش خیلی خراب بوده تو ی جزیره میمونه که لینا به دنیا بیاد. بعده اونم توگه و اینا بکوب میرن اون جزیره. لینا هف ماه و نیمه به دنیا میاد و دو روز بعدم ی سری دزد دریایی به اون جزیره حمله میکنن و مامانه لینا هم به طرز پشم ریزونی پا میشه میره اینا رو بگایه آره. بعد اونا رو میگایه خودشم به چوخح میره و میمیره بعدم که توگه میاد و اون اهالی اون روستائه میگن ویونا مرده اونم فک میکنه لینا هم مرده که یهو کابایاری تو کلیسا صدای بچه میشنوه که بعدم ی نامه از تو قنداق لینا میخونه که بابایه ایت توگه هس و وقتی اومد اینجا بدید بهش و آره دیگه اینم لینا رو میده توگه و توگه آبغوره نمیگیره دیگه و فلان و فلان و فلان. لینا رو تا هفت سالگی بزرگ میکنن که نیروی دریایی میاد اینا رو به چخ میده و کابایاریم لینا رو تو ی جزیره فراری میده تو اون جزیره هم دندوس ی یارویی بوده که دنبال ی گنجی به اسم مروارید سفید بوده که خودش ریسکه اینو نمیخواسته کنه که خطراتشو به جون بخره و اینا و خیلی گولاخ بوده تو اون کشور و حالا لینا هم ی سال براش خلاف میکنه و آخرم تصمیم میگیره بره دندوسو خلاص کنه و در بره که دندوسم اون زخم رو صورت لینا رو میزاره و بعدم بهش میگه بره اون گنجه رو پیدا کنه و اگه نکنه همه نزدیکانشو و کسایی که براش مهمن رو میکشه اگرم اطاعت کنه هم دندوس مامان لینا رو می‌شناسه و مامانه زندس و اگه اطاعت کنه بهش میگه(لینای بدبخته خنگ«اون بخش دوم بازی با ذهن بوده درواقع») حالا لینا هم میره تو ی جزیره ای و اونجا زنما از یجا نجاتش میده و بعدم میره وقتی هم دوباره میاد ی چند وقت باهاش میمونه و بعدم عهد خواهر برادری میخونن بعدم این دو تا بدبخت بیچاره ی بار گیر میفتن و میرن تو زندون قصر و آپاگه هم اونجا میبینن(دلیل اینکه اون چرا اینجا بوده هم توی بک استوری خودش میگم) بعدم ازونجا سه تایی در میرن و فلان و بیسار و میشن دزد دریایی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوره نوجوونیش:
این بخاطر همون حرفای چرندی که دندوس زده بود میره به خدمه میگه که فلانه و میره دنبال ی چیزیو میاد و خدمه هم که باورشون شده خوش و بش و اینا و آخرم که لینا پیداش نمیشه میرن تو کشتی و زنما تو کالینش ی نامه از لینا میبینه که زده: «بای بای احمقا. ممنون واسه کمکاتون مخصوصا تو داداش زنما» طفلی هم اینا رو واسه این گفته که اونا جونشونو به خطر نندازن.
آخرم ی بار تو ی بار به طور هم میخورن. لینا عضو خدمه ی دندوس شده بود که اون موقع خودش برا خودش ی پا دزد دریایی میشه. و اونموقع هم لینا فهمیده بود دندوس دروغ گفته بوده راجب همه چیز و ولشم نمیکنه و بخاطر اینکه بلایی سره خدمه نیاد میمونه پیشش. حالا هم که با ی شنلی اونجا بوده و وقتی خدمه رو میبینه دائم از رو استرس زخمشو میخارونه و اونی هم که باهاش بوده لینا رو میندازه زمین و زنما هم اون اطراف بوده و کمکش میکنه و به دست لینا نگا میکنه و اینکه صورتشو زخم کرده و میگه خواهر منم استرسی میشد اینجوری میکرد و این وسط حرفای احساسی و بعد یهو دندوس میاد لینا رو خیلی ی دفعه ای شپلق میکنه و کلاهه از رو سرش میفته و واکنش خدمه: واداف... آره بعد فلان و بیسار و اینا و دندوس شوت میشه و تامام(با انرژی توزتیح)🤡
اینم از بیو و بک استوری چرت و پرت لینا
دیدگاه ها (۷)

بیو اینیکی بنده خدااسم:زِنمافامیلی اصلی:توکاتسهفامیلیش بعد ع...

بیو این بچهاسم:آپاگهفامیلی:دینوُر(خانواده سلطنتی)ام بی تی آی...

عهم عهم. آخخخ کمرممم آخخخ دستمممچیز‌.عهم عععهممماوسی د فیریک...

عمم اومده نشسته پلو دسته من نه میتونم برم پولیباز نه مانهوا ...

آقا آقا منم ازین لیستای قبل مرگ🗣️☝️ی کوچول تغییر کرده و تمیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط