منی که لفظ شراب از کتاب میشستم

منی که لفظ شراب از کتاب می‌شستم
زمانه کاتب دکان می فروشم کرد 😔
دیدگاه ها (۰)

تا میام بخندم انکار غم دست می‌ذاره رو شونه هام ومیکه«یادت نر...

ما میندازیم تقصیر زمونه اما تو دلمون که می‌دونی مقصر کیه 😔😔

دل تماشای تو وو دیده تماشای دل 😔من به فکر دل و خلقی به تماشا...

آن دل که گم شده است هم از جان خویش جوی آرام جان خویش ز جانان...

🎥 بغض و اشک رهبر انقلاب هنگام تعریف خاطره‌ای از کتاب خاطرات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط