{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیک مافیای جذاب من

نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 1
Part: 36
توی این چند ماه می سو با این پسر صمیمی تر شده بود. در کنارش هم به دنبال جونگکوک میگشت، فکر میکرد این پسر داره کمکش میکنه که جونگکوک رو پیدا کنه اما اصلا اینطور نبود بیشتر راه هایی جلوی پای می سو میزاشت که بدتر همه چی رو پیچیده تر میکرد، حتی بعضی موقع ها این پسر سعی میکرد جای جونگکوک رو توی قلب می سو رو بگیره اما می سو فقط به چشم برادری به اون پسر نگا میکرد.
انقد می سو دلتنگ جونگکوک بود و همینطور ازش هم ناراحت بود سر اون اتیش سوزی و اینکه حتی نرفت چک کنه ببینه می سو داخل اون خونه بوده یا نه و خیلی چیزای دیگه..
حتی با حرفای این پسرک داستان ما و کاراش باعث دودلی می سو نسبت به جونگکوک میشد اما می سو تصمیم گرفته بود سعی کنه به چیزای دیگه ای فکر نکنه و فعلا کوک رو پیدا کنه بعدش میتونه ناراحتیش رو سرش خالی کنه.
می سو هم دست کمی از جونگکوک نداشت، خودزنی که عادتش شده بود. کسی براش نمونده بود فقط کوک بود اون حتی خبر نداشت خواهرش زندست فقط مجبور بود پیش ی غریبه که تازه داشت باهاش اشنا میشد زندگی کنه تا موقعی که کوک رو پیدا کنه و بره پیشش.
...
کوک تغییرات زیادی کرده بود برای بقیه زیاد عجیب نبود اما کمی ترسناک تر از قبل شده بود.
اقای پارک دال که دوست بابای جونگکوک بود رفته بود به خونش.
جونگکوک در حال تحویل گرفتن محموله بود که گوشیش زنگ خورد و بهش اطلاع دادن که اقای پارک به خونش رفته..
جونگکوک بقیه ی کارا رو به مین سو سپرد و سریع به سمت خونش راهی شد..
ماشین رو داخل حیاط پارک کرد و وارد خونه شد، با دیدن اقای پارک اون چهره ی سرد و بی روحی که همیشه به خودش میگرفت جاش رو به ی لبخند پررنگ داد.
(علامت اقای پارک φ)
φسلامم*کوک رو بغل کرد
_سلام*لبخند
φچقد عوض شدی پسر
_خیلی وقته که ندیدمتون دلم خیلی تنگ شده بود براتون..کی برگشتید از فرانسه؟
φهمین امروز صبح
_چرا بهم خبر ندادین بیام دنبالتون؟
φمتوجه شدم حالت خوب نیست و کار داری گفتم مزاحم نشم
_شما مزاحم نیستید
هردو نشستن روی مبل*
φپسرم باید چیزی رو بهت بگم
_چیشده؟
φمن قضیه ی اون دختره می سو رو فهمیدم.. *اروم
کوک بغضش گرفت و سرشو پایین انداخت*
φپسرم اتفاقیه که افتاده تو که خبر نداشتی بعدشم باید کاری رو بکنی
_چیکار؟


بچها ی توضیح کوتاه بدم..
اقا پارک دال هم زیاد توی فصل اول نقشی نداره و نقش مهمش در فصل دوم هست و بیشتر باهاش اشنا میشید..


پارت اینده=
_خدمتکار اتاقتون رو اماده کرده
φفکراتو بکن تا اخر هفته بهم بگو نظرتو
_ولی تا اخر هفته فقط دو روز مونده..
φیعنی توی این دوروز به نتیجه ای نمیرسی؟





ঞحمایت یادتون نرهঞ
دیدگاه ها (۰)

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 35جین سو که متوجه اتی...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 34چشماشو باز کرد، نمی...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 31میسو که کمی حالش به...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 27_باشه امادش میکنیم*...

فیک جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط