{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیک مافیای جذاب من

نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 1
Part: 34
چشماشو باز کرد، نمیدونست کجاست.. اروم نشست روی تخت به اطرافش نگا کرد. اتاقی با تم سفید طوسی بود خیلی قشنگ بود یدفعه ی پسری در چارچوب در ظاهر شد.
(علامت پسرهσ)
σبالاخره بیدار شدی؟
+تو..توی کی هستی؟
σمن توی خیابون درحالی که بیهوش افتاده بودی پیدات کردم گفتم ی کمکی هم بکنم؟
پسر وارد اتاق شد و درو بست و نگاهی به می سو انداخت و ادامه داد:
σجانگ می سو، پدر و مادرت و همینطور خواهرت جانگ می هو رو از دست دادی توسط جئون جانگکوک. حدود سه ماه در عمارت لی جین سو زندگی میکردی یا بهتره بگم گروگان بودی
می سو تعجب کرد و نگاش کرد و گفت:
+تو..اینارو از کجا میدونی؟
پسر لبخندی زد و ادامه داد:
σلی جین سو شریک منه و متوجه شدم که عمارتش توسط جئون جانگکوک مافیای قدرتمند کره توی اتیش سوخته
می سو از جاش بلند شد و هنوز اثر قرص خوابی که خورده بود روش بود برای هیمن نمیتونست درست روی پاش وایسته.
σاز جات فعلا تکون نخور*گذاشتش روی تخت
+الان من رو چرا اینجا اوردی؟
می سو از اینکه فهمیده بود جونگکوک مافیاست و تا الان بهش چیزی نگفته بود به شدت ناراحت و عصبانی بود. هم بخاطر اینکه چیزی بهش نگفته بود هم بخاطر اینکه میدونست میسو داخل اون عمارت هست و اون عمارت رو اتیش زد.
σمن میخوام کمکت کنم
+من میخوام از اینجا برم..
σبرای چی؟
+من چرا باید توی خونه ی کسی بمونم که نمیشناسمش؟
σمیسو من قرار نیست کاریت کنم یا مثل جین سو زندانیت کنم اما میخوام تا زمانی که بتونی خودت زندگی خودت رو داشته باشی اینجا باشی..میتونی از خونه هم بری بیرون اینجا زندانی نخواهی بود
+از کجا بدونم راست میگی؟
σمن مثل اون جونگ کوک عوضی نیستم که حتی بهت نگفته مافیاست یا مثل جین سو نیستم زندانیت کنم و کلی بلا سرت بیارم..میتونی امتحان کنی
می سو داشت فکر میکرد یهو یاد عمارت.. اجوما.. اتش سوزی..افتاد
+همه ی کسایی که اونجا بودن.. *براش سخت بود بگه
σخب؟
+م..مردن؟ *نگران
σاوهوم*اروم
اشک توی چشمای میسو جمع شد و اروم روی گونهاش میریخت، پسرک بهش دستمال کاغذی داد و کنارش نشست.
می سو خیلی دلش میخواست الان جونگ کوک پیشش میبودی و بغلش میکرد اما به جای اون ی پسر غریبه کنارش نشسته بود..
+میتونی..کمکم..کنی جونگ کوک رو پیدا کنم؟ *بغض
σباشه سعیمو میکنم.. چون میدونی که اون بزرگترین و قدرتمندترین مافیاست سخته یکم
+ممنونم*بغض
σگشنت نیست؟
+نه*بغض
σسه روز بیهوش بودی مطمئنی گشنت نیست؟
+سه روز؟؟
σاوهوم
+نه گشنم نیست
σباشه
پسرک از جاش بلند شد و به سمت در اتاق رفت.
σاینجا اتاق توعه تا زمانی که اینجا باشی کاریم داشتی بیا توی پذیرایی من اونجام
+باشه..


پارت اینده=
_خب چرا بهم نگفتی*داد
_اون داخل عمارت با بقیه سوخته و مرده*داد
اشک توی چشمای جونگکوک جمع شد*
€کوک اروم باش*دستش رو گذاشت روی دست کوک*


بچها این پسر داستان ما که نمیخوام معرفیش کنم چون توی فصل دوم متوجه ی شخصیتش اسمش و.. میشید پس فعلا تا همینجا بدونید کافیه..



پارت اینده=
_اون داخل عمارت با بقیه سوخته و مرده*داد
اشک توی چشمای جونگکوک جمع شد*
€کوک اروم باش*دستش رو گذاشت روی دست کوک*



ঞحمایت یادتون نرهঞ
دیدگاه ها (۰)

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 33اجوما توی ظرف دوکبو...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 32مین سو از جاش بلند ...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 31میسو که کمی حالش به...

نام فیک: مافیا جذاب منژانر: مافیایی/خشن/عاشقانهفصل: ۱شخصیت ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط