{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Justletmekissyou part اخر

#Just.let.me.kiss.you part 10(اخر)
.
.
مینسونگ:
داخل مدرسه منتظر هیونجین و فیلیکس بودن
لینو: اههه این احمقا چرا نمیان
هان: م..میتونم یه چیزی بهت بگم
لینو: اره میشنوم
(دستش رو دور شونه های هان انداخت)
هان: م..من از تو----
.
لینو حتی نذاست حرف هان ادامه پیدا کنه حتی نمی دونس داره چیکار میکنه فقط شروع به بو.سیدنش کرد و چسبوندتش به دیوار
.
هیونلیکس:(فلش بک)
بعد از اینکه هیونجین کمرش رو گرفت اروم تو گوشش گفت:
هیونجبن: تو از این به بعد ماله منی
فیلیکس: باشه بیا بریم مدرسه
هیونجین: چرا انقدر ذوق داری؟ من اینجا دارم صحنه ی احساسی ایجاد میکنم برات من اینجا دارم---
.
فیلیکس بو.سه ای کوناه به لب هیونجین زد و دستش رو گرفت و شروع به رفتن مدرسه کرد
.
فیلیکس: هان میخواد به لینو اعتراف کنه
هیونجین: چی؟ مگه هان از لینو...اره؟
فیلیکس: یعنی متوجه نشدی؟
هیونجین: فقط میدونم لینو رو هان خیلی حسا--
.
با صحنه ای که مواجه شدن جفتشون خشکشون زده بود همه داشتن نگاهشون میکرد...هان متوجهشون شد و سینه ی لینو زد.....لینو ازش جدا شد ولی دستش روی کمرش مونده بود
.
لینو: اتفاقی افتاده
هیونجین: ما باید از تو بپرسیم
.
لینو متوجه انگشتر داخل دست فیلیکس و هیونجین شد و فقط نیشخند زد
.
لینو: منم باید ازتون بپرسم
هیونجین: شاید...
فیلیکس: فکر کنم یه کلاس رو از دست دادیم
هان: اره...اون معلم عقده ای بود
فیلیکس: ازش خوشم نمیاد
هیونجین: فکر میکنی ما خشمون میاد؟
لینو: بیاید بپیچونیم....بریم رستوران....الان....و تا شب هم بیرون باشیم
هیونجین: باشه
.
.
.
.
.
کله شب رو باهم داشتن فقط نو.شیدنی میخوردن و اصلا متوجه نمیشدن چیکار میکردن و چی میگن......در لحظه هیونجین شروع به بو.سیدن فیلیکس میکرد و یا کم.رش رو محکم میگرفت و به خودش نز.دیک می‌کرد
.
لینو هم دستم روی پاهای گذاشته بود و فشا.ر میداد و (نشونه ی مالیکیت) پشت گرد.ن هان بو.سه های ریز میکاشت کمرش رو گرفته بود نمیزاشت بره...و لابه لای بو.سه ها زمزمه میکرد (( تو دیگه ماله منی))
.
.
‌.
.
.
.
.
((پایان))

من این رومانم رو تا پنجشنبه میزارم میمونم و بعدش پاکش میکنم و یه رمان جدید رو شروع میکنم


این رمان تموم شد امیدوارم دوستش داشته باشید با اینکه افتضاح بود😞
می مونه my BAD boy🙃منتظر پارت باشید فرشته های هیون🥟✨️💖🎀







#Huynjin
دیدگاه ها (۳۸)

#my.BAD.boy. part 5نیشخند زد و نزدیکش شد ...

#Just.let.me.kiss.you. part 9که یهو فیلیکس از پشت ...

#Just.let.me.kiss.you. part 2ویو مهمونی شب...

#Just.let.me.kiss.you. part 1فیلیکس با الارم از...

#Just.let.me.kiss.you. part 4مینسونگ:رسیدن خونه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط