{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my love part 10

ک دیدم داره با اون پسره که هیز نگاهم کرده بود حرف میزنی که یه دفعه ایان جوری که من هم شنیدم گفت
- لطفا با من بیا کارت دارم بعد بیا پیش دوست دخترت
مرده با ترس نگاه ایان کرد و باهم رفتن بیرون
با تعجب رفتم توی آشپز خونه و شروع کردم به درست کردن چیزی که جانی دستور داده بود درست کنم شروع کردم و آب جوش رو گذاشتم تا جوش بیاد
به ایان پیام دادم
+ایان
بعد ۱ یا ۲ دیقه جواب داد
-جانم
+میگم با اون پسره چیکار داشتی؟
-یه کار خصوصی به تو مربوطه؟
+عاااا نه ببخشید نباید می‌پرسیدم
گوشی رو خاموش کردم که دیدم اب جوش اومده
دوتا لیوان برداشتم و با سس شکلاتی تزئین کردم و گذاشتم تا شکلاتی خودش رو بگیره و پودر نسکافه رو ریختم و آب‌جوش رو اضافه کردم و گذاشتم تو سینی و رفتم سمت جانی گفتم
+جانی ... آماده شد؟
# اره عزیزم بفرمایید
وقتی گفت عزیزم خجالت کشیدم و کیک ها رو ازش گرفتم و گذاشتم تو سینی و رفتم سمت میز مشتری
که دیدم پسره پایین چشمش کبود شده و وقتی منو دید ترسید و سرش رو انداخت پایین و با تعجب بهش نزدیک شدم و گفتم
+آقا.... چیزی شده؟
مرد اصلا بهم نگاه نمیکرد ک گفت
؟ نه چیزی نیست
شونه ایی بالا انداختم و سینی رو روی میز گذاشتم و جلوشون گذاشتم
برگشتم تو آشپز خونه بعد از اینکه چند تا مشتری دیگه هم راه انداختیم خسته نشسته بودم رو صندلی که جانی آومد تو و وقتی منو دید گفت
.ت چرا بی‌حالی؟ چیزی شده؟ رنگت پریده
بهش نگاه کردم و گفتم
+ نه چیز خواسی نیست فقط یکم سر درد دارم همین
با نگرانی اومد سمتم و گفت
# جدی؟ الان خالت خوبه ؟ قرص بهت بدم؟
با قیافه پر از درد گفتم
+اگه قرص داری بدی ممنونت میشم
سریع ب سمت کشو رفت و یه قرص از توش در آورد و با به لیوان آب اومد پیشم
به زور قرص رو خوردم و. جانی گفت
# ا.ت باید استراحت کنی بلند شو آماده شو ببرمت خونه
با تعجب نگاهش کردم اون هیچوقت مغازه رو ول نمیکرد به خاطر من بخاطر همین گفتم
+ نه نمیخواد خودم میرم
# مطمئنی؟ آخه نگرانتم. البته با اون پسره برو ک هواتو داره
+عااا ن اون خودش میره منم تنها میرم
اروم بلند شدم و به سمت رختکن رفتم تا لباسام رو عوض کنم
بیرون اومدم که دیدم ایان نیست با حالت زار رفتم بیرون
تو خیابون منتظر بودم ک دیدم ایان اون طرف خیابون واسم دست تکون داد
با تعجب نگاهش کردم ک با بی حوصلگی گوشیش رو برداشت و زنگ زد به کسی
همونطور گیج داشتم نگاهش میکردم ک گوشیم زنگ خورد
- چرا نمیای؟
+کجا؟
قیافه اش رو پوکر کرد و گفت
- تو ماشین دیگ
+اووو باشه الان میام صبر کن
به طرف های خیابون نگاه کردم و سریع دویدم به طرف ماشین
دیدگاه ها (۰)

my love part 11

my love part 12

my love part 9

my love part 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط