پریشانم شبیه زلف های وحشی ات در باد
#پریشانم_شبیه_زلف_های_وحشی_ات_در_باد
شبیه پیکر ایران، پس از فتحش به دست ماد
غرورم جای خود امّا، چنین انکار ممکن نیست:
که این کشور پس از عاشق شدن، در دست تو افتاد
ندارم دلهره در جان ویرانم که می دانم
تو چون کوروش، اگر غارت کنی، خود می کنی آباد
مریضم یا فراموشی گرفتم؟ اصل خود را هم...
نمی دانم که بودم قبل تو، کو؟ کی؟ کجا؟! ای داد
چنان گم گشته ام در تو که حتّی پای هر امضا
زِ یادم می رود نام خودم را بعدِ حرف «صاد»
درونم دردِ شیرینیست، پرسیدم چه طاعونیست؟
و دکتر گفت؛ عشق واقعی از نوع خیلی حاد
و سعدی خوب می دانست، حافظ خوب می فهمید؛
من از روزی که در بند تو افتادم، شدم آزاد...
شبیه پیکر ایران، پس از فتحش به دست ماد
غرورم جای خود امّا، چنین انکار ممکن نیست:
که این کشور پس از عاشق شدن، در دست تو افتاد
ندارم دلهره در جان ویرانم که می دانم
تو چون کوروش، اگر غارت کنی، خود می کنی آباد
مریضم یا فراموشی گرفتم؟ اصل خود را هم...
نمی دانم که بودم قبل تو، کو؟ کی؟ کجا؟! ای داد
چنان گم گشته ام در تو که حتّی پای هر امضا
زِ یادم می رود نام خودم را بعدِ حرف «صاد»
درونم دردِ شیرینیست، پرسیدم چه طاعونیست؟
و دکتر گفت؛ عشق واقعی از نوع خیلی حاد
و سعدی خوب می دانست، حافظ خوب می فهمید؛
من از روزی که در بند تو افتادم، شدم آزاد...
۱۳.۹k
۲۰ آذر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۵)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.