{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در من دیوانه ایی جا مانده، که دست از دوست داشتنت بر نمی د

در من دیوانه ایی جا مانده، که دست از دوست داشتنت بر نمی دارد!
با تو قدم میزند،حرف میزند،می خندد،شعر میخواند،قهوه میخورد،فقط نمیتواند در اغوش بگیرتت...
به گمانم همین بی آغوشی اورا خواهد کشت!
دیدگاه ها (۰)

‏آدما میتونن تورو از همه چی متنفر کنن؛ از آهنگ مورد علاقت، ا...

هر روز به خودم قول میدهم که دیگر از فردا غصه نخورم. آدم حیف ...

گاهی باید سفر کرد، از این همه تکرار. گاهی باید عبور کرد، از ...

«من با چیزی زنده ام که دیگران از آن میمیرند»

قهوه تلخ پارت چهارم روز ها گذشت جونگ...

صحنه; پارت پانزدهم

قهوه تلخ پارت ششمچانگهو دنبال اورا اف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط