my crazy mafiya
Part 12
_شاید بتونم کمکت کنم ولی نمیتونم باهات فرار کنم
+چرا؟
_چون.....
_چون من نمیتونم با یک روانی قرار بزارم من...میرم یکم هوا بخورم
معلومه که نمیتونم باهاش قرار بزارم اوت یک روانی سادیسمیه از کجا معلوم بلایی سرم نیاره
بعد از چند مین برگشتم به سلولش
¤معلومه کجایی سوهی چطور اینو تنها گذاشتی
_ببخشید زیاد خوش احوال نبودم
به جونگ کوک یک لگد زد آنقدر محکم زد که خون بالا آورد و رفت
رفتم کنارش
_خوبی؟
دستمو پس زد و رفت رو تختش خوابید و سئوجون اومد
٪سوهی شیفتت تمومه
_اوکی
بلند شدم رفتم کنار جونگ کوک ،دستشو گذاشته بود زیر سرش ،موهاشو کنار زدم و دهن خونیش رو با دستمال تمیز کردم حتی چشاشو باز نکرد
_فک نمیکردم چون بهت گفتم باهات نمیام آنقدر سرد شی.....
ادامه دارد...
لایک و فالو یادت نره 😘
_شاید بتونم کمکت کنم ولی نمیتونم باهات فرار کنم
+چرا؟
_چون.....
_چون من نمیتونم با یک روانی قرار بزارم من...میرم یکم هوا بخورم
معلومه که نمیتونم باهاش قرار بزارم اوت یک روانی سادیسمیه از کجا معلوم بلایی سرم نیاره
بعد از چند مین برگشتم به سلولش
¤معلومه کجایی سوهی چطور اینو تنها گذاشتی
_ببخشید زیاد خوش احوال نبودم
به جونگ کوک یک لگد زد آنقدر محکم زد که خون بالا آورد و رفت
رفتم کنارش
_خوبی؟
دستمو پس زد و رفت رو تختش خوابید و سئوجون اومد
٪سوهی شیفتت تمومه
_اوکی
بلند شدم رفتم کنار جونگ کوک ،دستشو گذاشته بود زیر سرش ،موهاشو کنار زدم و دهن خونیش رو با دستمال تمیز کردم حتی چشاشو باز نکرد
_فک نمیکردم چون بهت گفتم باهات نمیام آنقدر سرد شی.....
ادامه دارد...
لایک و فالو یادت نره 😘
- ۲.۲k
- ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط