در جیب کوچکش

**در جیب کوچکش
یک رنگین‌کمانِ تا شده بود
از جنس پنبه، با نوارهای شاد

به مربی داد و گفت:
"برای تو..."
و دنیا در چشمان مربی بارید

مربی زانو زد
او را چسبید به سینه‌اش
و در گریۀ خوشش پرسید:
"چه کرده بودم،
که لایق این همه رنگ باشم؟"

و آن روز
با هر قدمی که می‌گذاشت
کلاس
رنگی‌تر می‌شد.**
دیدگاه ها (۰)

بچه‌های سنگ‌دل دنیادنیا برایشانگاه سنگین‌تر از تاب بازیست —ب...

سلام من یک گل میان باغی از گل هستم!☺💐

کوچهٔ خاکی، درِ قدیمی سبز.دخترکی با چمدانِخنده، پشت در می‌ای...

دستش،کوهی است که خم نمی‌شود.در هر خطِ کف دستشرودِ صبوری جاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط