{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه سری حرفام هست نه گفته میشه و نه شنیده میشه...

یه سری حرفام هست نه گفته میشه و نه شنیده میشه...
نه میشه نوشتشون و نه میشه خوندشون...
همینا میشن بغض و ته نشین میشن توی گلوی آدم و بالاخره یه شب راه نفسشو میبندن و صبح که شد همه توی گوش هم پچ پچ میکنن:
" فلانی که چیزیش نبود...
چی شد مُرد راستی؟! "
دیدگاه ها (۶)

تو فراموش میشی!‌و اینو وقتی میفهمی که بعدِ رفتنت دلی برات تن...

بلاک کردن چیست!!؟اصلا باید برای این موضوع،تمام سازنده های بر...

آمده بود که بماندمیدانی خودش گفتقسم خوردقسم خورد که آمده ام ...

«چه کسی باور می‌کند که عمر خاطره، بیشتر از عمر زخم است؟»

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "52"☆ویو تهیونگ☆بالاخره آخرین مهمون هم از عمارت رف...

رمان خرس عسلی فصل دوم پارت ۲ الان دو هفته از اون روزی که گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط