پیچ و تاب

پیچ و تاب ...
بهش میگم باور کن
همش از شوق ...اشتیاقه

بابا

مرا با تو سرری در میان هست
وگرنه روی زیبا در جهان هست

اصن گوش نمیده

حرف خودشان میزنه

بیا این جوری بگمت تا بفهمی ...یکم انصافم خوبه


من کویریم ک ه شوق بارون داره

نه احتیاج ...حالا هی تو نگو ...😜😜😜

تا چی بشه باز حرف زدن من راه بیافته
برم
جوراب بخرم
کفش جقجقه ای بخرم برا را افتادن کلمه هام
کیف کنه

والا.......

در خانه ی آب و گل
بی‌توست خراب
این دل❤️. مولانا.....
دیدگاه ها (۶)

.پیچ و تاب ..... بعد مدت ها رفتم خونه مامان بابام سر سفره رس...

پیچ و تاب .....اگر آن نقاب بزرگی كه به چهره‌ات زده‌ای تو را ...

پیچ و تاب....."کتاب ها را نیمه بستمارام امدم لم دادم کنارش و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط