{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز از امتحان میومدم خونه..

امروز از امتحان میومدم خونه..
گفتم خدایا یه نشونه بده که بدونم قراره موفقیت بازیامو ببینم و قراره براخودم پخی بشم، در اینده الگوی یه عده باشم و اینا..
یه نم نم بارون گرفت..
گفتم عه.. اینم نشونه، راه افتادم سمت خونه (تا خونه سی دقه راهه ولی من عادتمه تند تند راه میرم سر یه ربع خونه ام) و اوکی بود..
تا اینکه وسط راه یهو بارون سیل اسا شد، جوری که قطره های بارون قشنگ میخورد تو سرم درد میگرفت، گفتم باشههه باااششههه فهمیدم قراره خیلی موفق بشم نشونه رو دیدم خدایا اوککککی..
هیچی دیگه.. تا رسیدم خونه از وسط سیل رد شدم (تا زانو اب) سریع پریدم تو حموم دوش گرفتم.. سر تا پا موش اب کشیده شدم.. همین که از حموم اومدم بارون قطع شد هوا افتابی شد..🌝
خلاصه مطلب، یادتون باشه نشونه گنده نخواین..😂🤌🏻


#فناف #موزیک
#fnaf #music
دیدگاه ها (۱۴)

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت بیست و پنجم:_ عوضیییییی!...

یه مشت از این ادیتا که هیچی توش معلوم نیس هم ببینیم..🤡🫴🏻* بق...

باععععع، اینم فهمیدم از کجا اومده.. اصن سنس همش نکته‌اس.. با...

اینو قبلا گذاشتم.. ولی خو..قبل امتحان بگوشیم (میگن عالم دیگه...

otagh baghli part 6( دوستان پارت معرفی فیک و پارت خلاصه ی دا...

عشق در تاریکی 23.< ویو کوک > کل شب به ا/ت فکر میکردم یعنی عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط