یه دیالوگ قشنگ بود

یه دیالوگ قشنگ بود :

یه دیالوگ قشنگ بود :
_ منو یادته ؟
چی ؟
_ من ، منو یادته . با هم می‌خندیدم ، با هم گریه میکردیم ، با هم بغض میکردیم . یادته بهم میگفتی گریه نکن ، مواظبم بودی ، نمیخواستی آسیب ببینم ، ولی حالا چی ؟ منو یادته ؟
م..
_ می‌دونم ، یادت نیست ؛ داری منو فراموش می‌کنی ، همونقدری که مواظبم بودی الان ولم کردی و برات مهم نیستم ، به جای اینکه جلوی اشکامو بگیری اشکمو در میاری ، این ، درد داره
....
_ می‌دونم ، می‌دونم ، اشکال ندارع (:






" ابدی ترین ابدی که به پایان رسید... "
دیدگاه ها (۱۶)

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

تکپارتی تهیونگ

تک پارتی نامی»»*به مناسبت تولدشش🎀*همجا سکوته خیلی مرگ باری د...

چند پارتی (درخواستی)

پارت هفت کوک: اون وقت چرا( عصبانی)یوری: چون باعث دردسر میشه ...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 36 (last part)اون شب شوگا کنار تخت رینا نشسته...

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

Part:441ساعت نیم بعدویوات:بعد از 2 ساعت بالاخره به خونه رسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط