{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند
رویا هایش را آسمان پر ستاره نادیده میگرد
و هر دانه برفی به اشکی ناریخته می ماند سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
از عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت....
حقیقت ما نهفته
حقیقت تو و من
برای تو خویش....
چشمانی آرزو میکنم که چراغ ها و نشانه ها رو در ظلماتمان ببیند
گوشی که صدا ها و شناسه ها را در بی هوشی مان بشنود
برای تو خویش...
روحی را که همه را در خودگیرد و بپذیرد
و زبانی
که در صداقت خود
ما را از خاموشی بیرون کشد
و بگذارد
از آن چیز هایی که در بندمان کشیده است سخن بگوییم...
دیدگاه ها (۰)

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد...

В этом мире у него было только одно желание… поджечь этот ми...

В этом мире у него было только одно желание… поджечь этот ми...

В этом мире у него было только одно желание… поджечь этот ми...

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل سو...

تمامِ رنجِ ما از آنجاست که کلیدِ حالِ خوبمان را به دستِ دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط